آنوقت و حالا!

امروز خانم ص مطلب جالبی رو برام تعریف کردند. می‌گفتند که:
در شروع برنامه تمام افراد فامیل مسخره‌ام می‌کردند که تا حالا کی رو دیدی که اینجوری بتونه لاغر بشه، سر کار گذاشتی خودتو! اما حالا که در مدت ۲ ماه ۷ کیلو لاغر شدم اول همه مادر شوهرم اومده و ازم راز موفقیتم رو پرسیده… منم هرچی بلد بودم یادشون دادم.

مشاور سیبیتا

کلم سفید و کلم قرمز

امروز که خانم پ اومده بود برای من از اتفاقاتی گفت که توی این دو هفته براش افتاده، از مهمونی‌هایی که رفته و آخر سر رسید به سیبیتا.
گفت سیبیتا شده تمام ذهن و روح من، تمام فکر و ذکر من.
با تعجب پرسیدم یعنی چی؟
جواب داد: یعنی وقتی به من می‌گید مزه غذا رو بفهمم، ناهار من می‌شه چهل دقیقه.
گفتم : واقعاً؟
با افتخار گفت: بله، مثلا من دیگه فرق کلم سفید و کلم قرمز را از هم تشخیص می‌دم؛ در حالی که قبلاً برام مهم نبود.
وقتی به حس و حالم نگاه می‌کنم و به نشاطی که سیبیتا به من داده، احساس خیلی خوبی پیدا می‌کنم، تازه تمام اینها رو به خانواده‌ام هم آموزش می‌دم.

کارشناس تغذیه سیبیتا

تو اگر بخواهی کوه را هم می‌توانی جابجا کنی

خانم م یکی از مراجعه کننده‌های قدیمی ماست که خانمی میانه سال، مهربان و خوش برخورد است. هر دفعه که می‌آیند کلینیک شادی را با خودشان می‌آرن. با انگیزه بالایی که دارن واقعاً ما رو هم شارژ میکنن.
چون با ایشون کمی صمیمی هستم ازشون پرسیدم خانم م با توجه به این که شما تا حالا بیشتر از بیست جلسه اومدین در مورد هزینه‌ها واقعاً نگران نبودین؟
گفتند: واقعیتش چرا که نه! من با هزار سختی این هزینه رو می‌پردازم.
باورم نمی‌شد چون همیشه فکر می‌کردم مرفه باشند.
گفتم : چطور؟
گفتند: همسرم با هزینه مشکل داشتند و همون دفعه اول گفتند نه، من هم که مشاوره‌ها را کامل دیده بودم و قانع شده بودم که این برنامه همونی هست که من می‌خوام پس با جدیت گفتم که من می‌خوام برم. ولی ایشان حاضر به قبول نبودند و هزینه را زیاد می‌دانستند.
من هم بغضم ترکید و شروع به بحث کردم که تو همه هزینه‌ها را به هزینه‌های من اولویت می‌دهی، هزینه فامیلت، هزینه بچه‌ها و حتی هزینه ماشینت.
تو ماهی یک بار ماشینتو برای سرویس می‌بری، هزار جور خرجش می‌کنی ولی برای من هر وقت صلاح بدونی خرج می‌کنی و به خواسته‌های من توجه نداری. می‌گفتم و گریه می‌کردم.
اون هم می‌گفت من هزینه برای اینها می‌کنم چون لازمه ولی برای تو لازم نیست.
من دیگه طاقت نیاوردم و چادر سرم کردم و زدم بیرون.
نمی‌دونستم کجا باید برم فقط می‌دونستم که خونه پدر و مادرم نمی‌رم.
رفتم با گریه تا سر خیابون رسیدم. فقط لب جو نشستم و زدم زیر گریه. تمام رنج‌هایی که توی این زندگی کشیده بودم رو جلوی چشمام آوردم. باورم نمی‌شد که هیچ سهمی از این زندگی ندارم.
تو حال خودم بودم که دیدم شوهرم بالای سرم ایستاده و می‌گه پاشو بریم خونه.
گفتم : نه.
گفت : بگو چی می‌خوای؟
گفتم: یک مقرری ماهیانه که مال خودم باشه و ازم نپرسی باهاش چی کار می‌کنی تا هرکاری دلم خواست بکنم.
فکر کرد و گفت: باشه.
***
سیبیتا ازت متشکرم به خاطر این که به من فهموندی چقدر مهم هستم و شخصیتم رو بهم برگردوندی.

کارشناس تغذیه سیبیتا

بارداری و چاقی

پنجاه درصد زنان دارای اضافه‌وزن، افزایش وزن بیشتر از مقادیر توصیه شده در طی بارداری دارند.
وقتی این مطلب را خوندم، اول فکر کردم پنج درصد است دوباره دقیق شدم دیدم نه بابا! واقعاً هیچ وقت اینطور فکر نمی‌کردم، یعنی اینقدر بالا نمی‌دونستم.
ادامه مطلب رو خوندم.
خطر دیابت بارداری، پرفشاری خون ناشی از بارداری و سزارین در زنان چاق بیشتر است. چاقی و اضافه‌وزن زنان حامله باعث افزایش احتمال سقط جنین می‌شود. خطر تولد نارس کودک و نوزادانی با مشکلات قلبی و عصبی در زنان دارای اضافه‌وزن و چاق بیشتر است.
پیشتر فکر می‌کردم چاقی مادر فقط باعث اضافه وزن نوزاد می‌شود. اما این مطلب نشان می‌داد حتی با مصرف اسید فولیک، احتمال مشکلات عصبی در نوزادان زنان چاق دو برابر بیشتر از زنان با وزن نرمال است.

کارشناس تغذیه سیبیتا

رژیم شیرین

امروز مطلب خیلی جالبی از یکی از افراد بسیار موفقمون شنیدم.
برنامه ایشون غیر حضوری و راهشون از ما خیلی دوره. می‌گفتن که خیلی دوست دارن بیان تهران و به کلینیک مراجعه کنند و خاطرات و تجربه‌های شیرین خودشونو تو دفتر مخصوص ما بنویسن. وقتی از علت این اشتیاق پرسیدم گفتن که: “روز اولی که اومدم کلینیک که برنامه رو ارزیابی کنم، دفتر یادداشت‌های مراجعینتون رو که می‌خوندم، تو دلم گفتم اینا رو ببین چه حرفایی زدن. مگه میشه رژیم شیرین باشه یا به آدم خوش بگذره؟! من که هیچ وقت نمیتونم مثل اینا فکر کنم… و بعد تصور کردم یعنی میشه منم یه روز همین احساساتو داشته باشم و توی این دفتر مطلب بنویسم؟!
حالا که تونستم این همه وزن کم کنم و واقعا همه چیز عالیه، دوست دارم منم بنویسم تا همه بخونن، با این فرق که من باور کردم که میشه یه رژیم زندگی آدمو متحول کنه و همه چیز شیرین بشه…

مشاور سیبیتا

ادامه بدید

با مراجعه کننده‌ای تماس گرفتم که در مراجعه قبلی وزن کم نکرده بودند. اولین حرفی که از ایشان شنیدم این بود:
“در هفته گذشته بیشتر از یک کیلو وزن کم کردم و از راهنمایی شما خیلی ممنونم. مشکلم رو پیدا کردم و با حل اون باز هم دارم با سرعت خوب لاغر میشم. توصیه دیگه‌ای بهم می‌کنید؟”
من هم پاسخ دادم: بله، توصیه من اینه که هرکاری که این هفته انجام دادید رو ادامه بدید!
مراجعه کننده عزیزمون از این حرف من خیلی خنده‌شون گرفت و خاطره جالبی رو بازگو کردند. گفتند که مادربزرگ هشتاد و چند ساله‌ای دارند که خیلی سالم و سرحال هستند. چند وقت پیش به پزشک مراجعه می‌کنند و از دکتر راهنمایی می‌خواهند که دچار مشکلات طبی نشوند. دکتر در جواب ایشان می‌گویند: هر کاری تو این هشتاد سال می‌کردی ادامه بده!

مشاور سیبیتا

تجربه‌های یک سیبیتایی موفق

الان که دارم این یادداشت را می‌نویسم خیلی خوشحالم که پس از طی نه ماه توانستم با کمک همراهان بسیار عزیز سیبیتا به وزن مطلوب برسم. من طی این مدت بیست و چهار کیلوگرم وزن کم کردم. در ابتدا هدف من از کاهش وزن، فائق آمدن بر چربی خون بود ولی پس از طی چند جلسه و آشنایی با اصول سیبیتا هدفم را عوض کردم و هدف جدیدم را اینگونه تعریف کردم: می‌خواهم صحیح و سالم زندگی کردن را یاد بگیرم. این باعث شد کاهش وزن به عنوان مسئله دوم در ذهن ناهشیارم ضبط شود و ذهنم بر روی آن کار کند و خودم را از این درگیری ذهنی فارغ و تمام همت خودم را در یادگیری هدفی که برای خودم تعیین کرده بودم بگذارم. من در این راه به تجربه‌های خوبی رسیدم و دوست دارم اهم آن‌ها را در میان بگذارم:
یک- هدف‌گذاری
دو- پایبند بودن و تلاش در جهت رسیدن به هدف
سه- آموزش و به کارگیری اصول صحیح و سالم زندگی کردن
چهار- مثبت اندیشیدن و دوری از افکار و گفتار منفی
پنج- استفاده موثر از ذهن نیمه هشیار

امیر اسماعیل سیبیتایی

اسکرول به بالا