گاهنامه سیبیتا

گاهنامه سیبیتا – شماره ۱

فهرست
    Add a header to begin generating the table of contents

    مشترک گاهنامه سیبیتا شو
    ایمیلت را وارد کن و دکمه اشتراک را بزن
    خواندنی‌ها، دیدنی‌ها و شنیدنی‌های جذاب سیبیتایی
    ثبت نامت انجام شد
    منتظر شماره‌های بعدی گاهنامه سیبیتا باش

    انتخاب سردبیر

    لاغری با ذهن

    کلیک کن:
    ۱۰ راهکار عملی لاغری با ذهن

    نقاشی ببین

    صبحانه در مزرعه – دانیل ریجوِی نایت – ۱۸۸۴

    Breakfast in the Fields - Daniel Ridgway Knight - 1884

    Breakfast in the Fields – Daniel Ridgway Knight – 1884

    اپلیکیشن‌های یادآور آب

    اگه می‌خوای شاد و تندرست و زیبا باشی و وزن متناسبی هم داشته باشی لازمه هر روز به اندازه کافی آب بخوری
    این اپلیکیشن‌ها می‌تونن کمکت کنن

    Water Drink Reminder
    Water Drink Reminder

    برنامه برگزبده گوگل پلی
    نوتیفیکیشن با صدای دلنشین آب
    لینک دانلود از گوگل پلی (امتیاز ۴,۸ از ۵۸۰ هزار رای)

    Plant Nanny
    Plant Nanny² – Drink Water Reminder and Tracker

    برنامه برگزیده گوگل پلی
    یک برنامه خیلی بامزه که هر لیوان آبی که می‌خوری باعث رشد گل و گیاهی که انتخاب کردی می‌شه
    لینک دانلود از گوگل پلی (امتیاز ۴,۵ از ۱۰۲ هزار رای)
    لینک دانلود از اپ استور (امتیاز ۴,۷ از ۵۵ هزار رای)

    WaterMinder
    WaterMinder

    برنامه برگزیده اپ استور
    لینک دانلود از اپ استور (امتیاز ۴,۸ از ۱۹ هزار رای)

    Water Reminder – Remind Drink Water

    Water Reminder – Remind Drink Water

    نوتیفیکیشن با صدای آب
    لینک دانلود از گوگل پلی (امتیاز ۴,۸ از ۲۴۴ هزار رای)

    اگه عضو مدرسه لاغری سیبیتا (لینک) هستی می‌تونی از آبخوری سیبیتا استفاده کنی که هر روز ده لیوان پر آب در اختیارت می‌گذاره و هر لیوان آبی که بخوری یکی از لیوان‌ها خالی می‌شه 🙂
    آبخوری سیبیتا

    ماجرای رونالدو و کوکا کولا

    رونالدو در جلسه مصاحبه مطبوعاتی در جام ملت‌های اروپا شیشه‌های نوشابه رو کنار می‌گذاره و آب رو انتخاب می‌کنه😊

    ‌‌
    این هم چِرچِسوف، سرمربی چاق روسیه که این‌طور که معلومه علاقه زیادی به نوشابه داره و نوشابه رو با نوشابه باز می‌کنه😊 و وقتی خبرنگار به‌اش می‌‌گه رونالدو بطری‌های کوکا کولا رو کنار گذاشته و بطری آب رو برداشته، باز چند جرعه دیگه از نوشابه‌اش می‌خوره!

    ‌‌‌‌
    شرکت لوازم خانگی آیکیا هم از فرصت استفاده کرد و بلافاصله قمقمه آب «کریستیانو» را با شعار «فقط برای آب» به بازار عرضه کرد!

    بطری آب کریستیانو

    ‌‌
    اما واکنش کمپانی کوکا کولا چی بود؟
    کوکا کولا یک بیانیه صادر کرد و گفت: همه ذائقه‌ها و سلیقه‌ها محترم هستن. (لینک)

    طرز تهیه میرزا قاسمی با رسم شکل!

    از اکانت توئیتر نسیم بهاری (لینک)

    میرزا قاسمی

    آهنگ «خانوم» از بابک افرا

    خانوم - بابک افرا

    قصه‌های شادی و شیرین

    شادی و شیرین

    شادی و شیرین خواهرن. شادی ۲۵ ساله و شیرین ۲۷ ساله‌ست.
    هر دو، سالِ کنکورشون چاق شدن و بعدش دیگه چاق موندن.
    پارسال به پیشنهاد شیرین قرار شد رژیم بگیرن و وزن کم کنن.
    با هم یک رژیم کالری شماری رو شروع کردن، ولی شادی بعد از دو هفته رژیم رو کنار گذاشت و دیگه ادامه نداد.

    شیرین: باز که داری بستنی می‌خوری! چرا رژیمت رو رعایت نمی‌کنی؟
    شادی: چون بستنی خوشحالم می‌کنه ولی رژیم اعصابم رو به هم می‌ریزه!

    شادی بعد از مدتی اینستاگرام سیبیتا رو دید و با این که اولش دودل بود تصمیم گرفت برنامه سیبیتا رو که بدون رژیمه امتحان کنه.

    حالا یک سال از اون موقع می‌گذره. شادی سیبیتاییه و شیرین رژیم کالری شماری داره.

    اینجا قراره شادی و شیرین رو در موقعیت‌های مختلف با هم مقایسه کنیم 🙂


    شیرین گاهی کم‌خوری می‌کنه و گرسنه و عصبیه، گاهی زیاده‌روی می‌کنه و عذاب وجدان داره.

    شادی با میانه‌روی هر چی دوست داره می‌خوره و خوشحال و آرومه.


    شیرین کالری می‌شمره و تمرکزش روی عدد ترازوئه.

    شادی به مزه‌ها و زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی توجه می‌کنه.


    شیرین به خودش سختگیری می‌کنه، به نیازهای خودش کم‌توجهه و از خودش غافله.

    شادی به پیام‌های جسم و ذهنش توجه می‌کنه و با خودش هماهنگه و حس خوبی داره.


    شیرین ورزش‌های سنگین انجام می‌ده تا لاغر بشه.

    شادی از تحرک و پیاده‌روی و رقص و یوگا لذت می‌بره.


    شیرین از دستورات غذایی که دیگران طراحی کردن پیروی می‌کنه.

    شادی با تصمیم‌ها و انتخاب‌های درست خودش برنامه غذاییش را دنبال می‌کنه.

    ادامه دارد…

    توصیه‌های پزشکی را آویزه گوش کن!

    دوچرخه و پیتزا

    وقتی دکترت ازت خواسته غذات رو نصف کنی و از دوچرخه استفاده کنی!

    گردونه جایزه سیبیتا

    %10حضوری۲ماهه
    %20غیرحضوری۲ماهه
    %30حضوری۱ساله
    %10غیرحضوری۲ماهه
    %20حضوری۲ماهه
    %30غیرحضوری۶ماهه
    %20حضوری۶ماهه
    %20غیرحضوری۶ماهه
    %40حضوری۱ساله
    %30غیرحضوری۱ساله
    %30حضوری۶ماهه
    %40غیرحضوری۱ساله
    شانست رو امتحان کن
    و جایزه ببر!

    گردونه سیبیتا را بچرخون
    تا سیبیتابُن برنامه حضوری و غیرحضوری سیبیتا جایزه بگیری!

    قوانین بازی:
    هر نفر یک بار!

    حالا کلیک کن و از سیبیتابُنت استفاده کن!

    حضوری ۲ ماهه

    ۸ مراجعه
    ۲۴ جلسه مشاوره فردی
    (تغذیه و ورزش و روانشناسی)
    ۲۴ تماس پشتیبانی تلفنی

    کلیک کن!

    غیرحضوری ۲ ماهه

    شش کلاس رفتار درمانی غذایی

    ۲۴ تماس مشاوره تلفنی
    (تغذیه و ورزش و روانشناسی)

    برنامه خودآموزبرنامه خودآموز + مشاوره‌های تلفنی

    حضوری ۶ ماهه

    ۱۶ مراجعه
    ۴۸ جلسه مشاوره فردی
    (تغذیه و ورزش و روانشناسی)
    ۴۸ تماس پشتیبانی تلفنی

    کلیک کن!

    غیرحضوری ۶ ماهه

    شش کلاس رفتار درمانی غذایی

    ۴۸ تماس مشاوره تلفنی
    (تغذیه و ورزش و روانشناسی)

    برنامه خودآموزبرنامه خودآموز + مشاوره‌های تلفنی

    حضوری ۱ ساله

    ۲۴ مراجعه
    ۷۲ جلسه مشاوره فردی
    (تغذیه و ورزش و روانشناسی)
    ۷۲ تماس پشتیبانی تلفنی

    کلیک کن!

    غیرحضوری ۱ ساله

    شش کلاس رفتار درمانی غذایی

    ۷۲ تماس مشاوره تلفنی
    (تغذیه و ورزش و روانشناسی)

    برنامه خودآموزبرنامه خودآموز + مشاوره‌های تلفنی

    یک دقیقه ذهن‌آگاهی

    ذهن‌آگاهی

    امروز در موقعیت‌های مختلف این سوال را از خودت بپرس: لطف کوچکی که می‌تونم در شصت ثانیه بعدی در حق کسی بکنم چیه؟
    هر وقت این سوال به ذهنت خطور کرد، بلافاصله دست به کار شو، مثلا یک پیامک یا ایمیل محبت‌آمیز برای یک نفر بفرست، به اولین کسی که می‌بینی لبخند بزن یا از یکی از اطرافیانت واقعا تعریف و تمجید کن.
    اگه امروز با کسی سر و کار نداری، این مهربانی را نسبت به خودت ابراز کن، مثلا با یک خودگویی مثبت یا تشکر از خود.
    خلاصه، امروز قدر فرصت‌های شصت ثانیه‌ای برای مهربانی کردن را بدون و از دست‌شون نده!

    ادامه دارد…

    بازی با بشقاب سیبیتایی

    سیبیتایی‌ها معمولا هر پنج گروه غذایی اصلی یعنی سبزیجات، میوه‌جات، لبنیات، غلات و پروتئین‌ها را در بشقاب‌شون قرار می‌دن و هر گروه غذایی یک نمره می‌گیره

    رادیو سیبیتا صدای سیبیتایی‌ها

    تجربه هفده کیلو لاغری در پنج ماه با شیوه بدون بازگشت سیبیتا‌


    قبل از سیبیتا تجربه رژیم گرفتن داشتم‌
    رژیم برای من رها شدن از زندان چاقی و وارد شدن به یک زندان مادام‌العمر دیگه بود‌
    و بزرگترین دستاوردی که سیبیتا به من داد رهایی بود‌

    معرفی کتاب و مسابقه پیامکی

    مواد لازم: عشق به مقدار کافی

    «مواد لازم: عشق به مقدار کافی» یک کتاب آشپزی متفاوت و جذاب نوشته «لیلا عوفی»
    کار آسونی نیست که کتاب آشپزی را طوری بنویسی که مثل کتاب داستان شیرین و خوندنی از کار در بیاد ولی لیلا عوفی این کار رو انجام داده و چقدر هم خوب انجام داده!
    کلمه سیبیتا را به شماره ۵۰۰۰۵۴۱۴۵ پیامک کن تا در قرعه‌کشی سه جلد کتاب «مواد لازم: عشق به مقدار کافی» شرکت کنی.
    فرصت شرکت در مسابقه تا ۳۱ مرداد هزار و چهارصده و هدیه برنده‌ها با پست ارسال می‌شه.

    ضمنا لیلا عوفی یک سایت دلبر و دوست‌داشتنی هم داره به اسم سفره اینترنتی (لینک)

    اگر جلوی یخچال هم می‌خوری بنشین و بخور

    یک کتاب جذاب و پر نکته از یکی از محبوب‌ترین نویسنده‌های کتاب‌های لاغری که در هر شماره از گاهنامه سیبیتا یک فصلش را با هم می‌خونیم

    نویسنده: جِنین راث
    ترجمه شده در سیبیتا

    فصل ۱ – برای لاغر شدن هر کاری می‌کنید فقط رژیم نگیرید

    من در طول زندگی‌ام ده‌ها کیلو وزن کم و اضافه کرده‌ام. بی‌اشتهایی عصبی، 20 کیلو اضافه وزن و خیلی از مسائل دیگر را تجربه کرده‌ام. رژیم اتکینز، رژیم گوشت و میوه، رژیم هزار کالری در روز، رژیم قهوه، رژیم آب و… تمام آن‌ها فقط به مدت یک هفته، یک ماه یا یک سال نتیجه دادند و بعد از کار افتادند.

    وقتی حس می‌کنید چاق و زشت هستید، ایده رژیم گرفتن بسیار اغواکننده است. به زنان لاغری که کمر گشاد شلوار خود را در آگهی‌های تلویزیونی نشان می‌دهند نگاه می‌کنید و یا آخرین نسخه از روش‌های لاغر شدن را در مجلات می‌خوانید و فکر می‌کنید اگر بتوانید به آن‌ها عمل کنید، همه چیز درست می‌شود. این امیدواری الهام‌بخش شما می‌شود و به شما انگیزه می‌بخشد. به خودتان می‌گویید به زودی شما هم می‌توانید شلوارهای تنگ‌تان را بپوشید! حالا شما هم می‌خواهید رژیم بگیرید!

    اما این کار را نکنید. به این دلایل:

    1- بعد از سه قانون نیوتن، قانون چهارم جهان این است که برای هر رژیم یک نقطه متضاد وجود دارد. رژیم‌ها رهایی‌بخش نیستند. شما دیر یا زود از آن‌ها روی برمی‌گردانید و وقتی این کار را می‌کنید، بیش از آنچه در ابتدا بودید وزن اضافه می‌کنید. مهم نیست الآن چقدر حس می‌کنید که چاق هستید. این حس بعد از ترک رژیم بیشتر می‌شود.

    2- پیام اصلی یک رژیم این است که اگر خود را رها کنید، تمام جهان را می‌بلعید! اما این گفتگوی درونی از لحاظ روحی هم تأثیرش را رویتان می‌گذارد. وقتی رژیم می‌گیرید، به خود می‌گویید قابل اطمینان نیستید، به خود می‌گویید اشتهایتان (برای عشق، لذت و دوستی) به دیگران آسیب می‌زند و کم کم به این باور می‌رسید که هیچ امیدی برایتان باقی نمانده‌است. این چیزی نیست که باید به خود بگویید. واقعیت هم ندارد. اشتهای هیچ کس بی‌انتها نیست.

    3- محرومیت، ترس، شرم و گناه، نه حالا و نه هیچ‌وقت دیگر به تغییری پایدار نمی‌انجامد. شاید ناامیدانه به دنبال تغییر باشید، شاید با تمام وجود بخواهید وزن کم کنید، اما رژیم گرفتن به خاطر شرمسار بودن، محرومیت و ترس راه درست آن نیست. تنبیه با یک کودک شاید او را مجبور به فرمانبرداری از شما کند، اما آنقدر او را می‌ترساند که فرار از تنبیه‌های بعدی تنها چیزی است که می‌تواند روی آن تمرکز کند، به جای آنکه انگیزه پیدا کند تا رفتار خود را تغییر دهد.

    4- تغییر پایدار فقط در صورتی اتفاق می‌افتد که با خود مهربان باشید، به کارهای خود فکر کنید، اراده محکمی داشته‌باشید و آنچه را که می‌خواهید انجام دهید. رژیم‌ها مانند والدینی سختگیر و خشن درون ذهن‌تان هستند و شما را به صورت کودکی وحشت‌زده نگه‌می‌دارند.

    قبل از آن که جلوتر برویم، می‌خواهم نکته‌ای را روشن کنم:

    رژیم نگرفتن به معنای پرخور بودن نیست. رژیم نگرفتن به معنای آگاه نبودن نیست. می‌دانم که باور این موضوع سخت است. نامه‌های زیادی از افراد مختلف گرفته‌ام که به من می‌گویند کتاب‌هایم را پاره کرد‌ه‌اند، جلوی سگ‌هایشان انداخته‌اند و آن‌ها را آتش زده‌اند. چون از اینکه می‌گویم هرچه می‌خواهید می‌توانید بخورید عصبانی شده‌بودند. بد‌گمانی آن‌ها را درک می‌کنم زیرا خودم این احساس را داشته‌ام.

    وقتی من دست از رژیم گرفتن برداشتم، بسیار ترسیده بودم. از آن‌جایی که در 17 سال گذشته یا در حال رژیم گرفتن بودم و یا ترک رژیم، مطمئن بودم اگر اجازه داشته باشم هر چقدر می‌خواهم بستنی بخورم، یک ظرف بزرگ آن را تمام می‌کنم. اما بعد از شادی اولیه‌ای که پس از رهایی از زندان رژیم احساس کردم، متوجه شدم در واقع ممنوعیت بود که بعضی از غذاها را جذاب نشان می‌داد؛ چیزی را می‌خواستم که آن را نداشتم. وقتی به خودم اجازه دادم یک ظرف بزرگ بستنی را بدون این که حس کنم انگار مرتکب گناه یا خیانت می‌شوم، دیگر آن را نمی‌خواستم (خیلی خوب، اعتراف می‌کنم دو ظرف کامل را بدون احساس گناه خوردم تا فهمیدم دل درد چیزی نیست که برای بعدازظهرهایم می‌خواهم). متوجه شدم تنها دلیلی که قبلا همه غذاها را می‌خواستم، این بود که به خودم اجازه نمی‌دادم حتی یک قاشق چایخوری از آن‌ها را بدون حس گناه بخورم. وقتی این ممنوعیت را از بین بردم. وقتی رژیم گرفتن را ترک کردم، پرخوری را هم ترک کردم.

    یکی از شاگردان من وقتی این پروسه را آغاز کرد 27 کیلوگرم اضافه وزن داشت. یک شب بارانی در زمستان، او و شوهرش مشغول غذا پختن بودند که متوجه شد او به جای گوشت آب‌پز و سبزیجات، دلش یک تکه کیک لیمو می‌خواهد. او منتظر شد تا شوهرش شامش را تمام کند و بعد با اینکه کافی‌شاپ 16 کیلومتر با آن‌ها فاصله داشت، با هم به آن‌جا رفتند. داخل شدند و چای و کیک میوه‌ای سفارش دادند. شاگرد من 3 تکه کوچک از کیک را خورد و گفت: «کافی است.» شوهرش با ناباوری گفت: «ما تمام این راه را در باران رانندگی کردیم تا همینقدر کیک بخوری؟» او سرش را تکان داد و گفت: «جِنین به ما گفته‌ که هرچه می‌خواهیم بخوریم و وقتی به اندازه کافی خوردیم دست بکشیم. من به اندازه کافی کیک خوردم.» شوهرش باقی‌مانده کیک را خورد. این شاگردم بعدا به من گفت: «این کیک نبود که در آن لحظه می‌خواستم. می‌خواستم بدانم که استحقاق آنچه را که می‌خواهم دارم و می‌خواستم بدانم به این اندازه برای شوهرم ارزش دارم که در آن هوا رانندگی کند تا آنچه را که می‌خواستم تهیه کند. وقتی این کار را انجام دادم، دیگر کیک برایم اهمیتی نداشت.» او هر روز بیشتر نسبت به آنچه می‌خواست و زمان آن آگاهی پیدا می‌کرد و در طول 8 ماه 18 کیلو وزن کم کرد. (با این حال شوهرش نمی‌توانست ببیند غذا در حال هدر رفتن است و 20 کیلو اضافه کرد!)

    در کتاب مبتدی ذهن ذِن، شونریو سوزوکی می‌گوید باید به حیوانات مزرعه چراگاهی وسیع برای پرسه زدن داد. او می گوید وقتی این حیوانات را در مکان‌های کوچک و تنگ نگهداری کنید، ناآرام و وحشی می‌شوند. اما وقتی فضایی بزرگ و باز برایشان فراهم کنید، آرام می‌گیرند. این مسئله در مورد انسان‌ها نیز صدق می‌کند.

    سال‌ها پیش، وقتی می‌خواستم بدانم آیا مادرم تمام حقیقت را به من می‌گوید یا نه، می‌گفتم: «قول می‌دهی؟» و او می‌گفت: «واقعا قول می‌دهم.» حالا می‌خواهم شما بدانید که مهم نیست الآن چقدر حس چاقی و زشتی می‌کنید. شما می‌توانید وزن کم کنید و این کار را بدون رژیم گرفتن انجام دهید. واقعا قول می‌دهم.

    ادامه دارد…

    معما

    یک مار بازیگوش بین هندونه‌ها قایم شده!
    می‌تونی پیداش کنی؟
    (روی مار در این تصویر پویا کلیک کن)

    دیدن جواب
    جواب معمای مار بازیگوش

    از وبلاگ سیبیتا

    پیغام گوجه‌فرنگی‌ها

    گوجه‌فرنگی‌های قرمز با کلاهک‌های سبزشان زیبایی خارق‌العاده‌ای دارند. چشم را خیره می‌کنند. با تاجهای زیبایشان هر کدام جلال و شکوه یک پادشاه را دارند، ولی بدون هیچ غروری کنار هم در یک بشقاب نشسته‌اند.
    راه درازی آمده‌اند تا به دست من رسیده‌اند، اما طراوت و شادابی‌شان ذره‌ای کم نشده است. یک لحظه فکر می‌کنم این مسیر طولانی را طی کرده‌اند تا برایم پیغامی بیاورند. یک پیغام خیلی مهم. پیغامی از طرف مادرم طبیعت.
    با خودشان اشعه آفتاب و قطره‌های باران را آورده‌اند، شبنم‌های صبحگاهی را، آواز پرنده‌های رهگذر را، سایه آرامشبخش ابرها را.

    شاید نسلهای بعدی سعادت امروز مرا نداشته باشند. شاید غذاهای مصنوعی و پلیمرهای خوراکی جای این گوجه‌فرنگی‌های زیبا را بگیرند.

    گوجه‌فرنگی‌ها را خرد کرده‌ام. یک تکه برمی‌دارم و به دهان می‌برم. زیبایی محض را جذب وجودم می‌کنم.

    لینک مطلب در وبلاگ سیبیتا

    به جای خوردن!

    پیشنهادهای سیبیتا برای حال خوب بدون خوراکی و شیرینی

    مغازه گوشه خیابان

    مغازه گوشه خیابان

    شاهکار بی‌نظیر ارنست لوبیچ (لینک)

    خلاصه فیلم:
    «آلفرد کرالیک» (جیمز استوارت) که در یک مغازۀ فروش کالاهاى چرم در بوداپست کار می‌کند، با دختر رویاهایش که هرگز او را ملاقات نكرده مكاتبات لطیف و شاعرانه‏‌اى دارد، غافل از اینكه دختر، «کلارا نوواک» (ماگارت سولاون) کارمند تازه استخدام شدۀ همان مغازه است که میانه چندان خوبی هم با آلفرد ندارد!

    اگه این فیلم را دوست داشتی، نسخه جدیدترش به اسم «نامه داری» یا «You’ve Got Mail» به کارگردانی نورا اِفرون و با بازی مِگ رایان و تام هَنکس را هم شاید دوست داشته باشی. (لینک)

    ۱۰ پیشنهاد دیگه:

    چقدر دره‌ام سبز بود / کارگردان: جان فورد (لینک)
    تعطیلات / کارگردان: جورج کیوکر (لینک)
    فقط فرشتگان بال دارند / کارگردان: هاوارد هاکس (لینک)
    انجمن شاعران مرده / کارگردان: پیتر وِیر (لینک)
    در یک شب اتفاق افتاد / کارگردان: فرانک کاپرا (لینک)
    ذهن زیبا / کارگردان: ران هاوارد (لینک)
    سینما پارادیزو / کارگردان: جوزپه تورناتوره (لینک)
    سرگذشت شگفت‌انگیز آملی پولن / کارگردان: ژان‌پی‌یر ژونه (لینک)
    ادوارد دست قیچی / کارگردان: تیم برتون (لینک)
    نیمه‌شب در پاریس / کارگردان: وودی آلن (لینک)

    اینستاگرام سیبیتا

    مشترک گاهنامه سیبیتا شو
    ایمیلت را وارد کن و دکمه اشتراک را بزن
    خواندنی‌ها، دیدنی‌ها و شنیدنی‌های جذاب سیبیتایی
    ثبت نامت انجام شد
    منتظر شماره‌های بعدی گاهنامه سیبیتا باش

    گاهنامه سیبیتا را به اشتراک بگذار:

    اسکرول به بالا
    مشترک گاهنامه سیبیتا شو
    ایمیلت را وارد کن و دکمه اشتراک را بزن
    خواندنی‌ها، دیدنی‌ها و شنیدنی‌های جذاب سیبیتایی
    ثبت نامت انجام شد
    منتظر شماره‌های بعدی گاهنامه سیبیتا باش