لاغری آسان

تجربه متفاوت

کام خوردن برایم لذت بخش است به خصوص وقتی میوه و سبزیجات می‌خورم.
کام خوردن این سعادت را نصیبم کرد تا طعم‌ها و مزه‌های مختلف فلفل سبز، زرد، نارنجی و قرمز را بچشم. تفاوت آن‌ها را حس کنم و از مزه تک تک آن‌ها لذت ببرم، دلم می‌خواهد طعم فلفل بنفش را هم مزه مزه کنم.
حالا دیگر دوست ندارم مواد خوراکی را با هم مخلوط کنم.
خداوند را به خاطر نعمت‌های رنگارنگ و خوش‌طعم سپاس می‌گویم.
امروز به تفاوت‌ها احترام می‌گذارم، امروز به رنگ‌ها احترام می‌گذارم و دوستشان دارم.
از سیبیتا ممنونم که زمینه دستیابی به این تفاوت بزرگ را برایم فراهم کرد.

خانم م الف

پیروزی

من بعد از ۲۲ سال تجربه‌های گوناگونی که درمورد رژیم‌های لاغری و مراجعه به پزشکان مختلف در سطح شهر داشتم، با بررسی‌های زیادی به این مرکز مراجعه کردم و متوجه شدم به کلی با تجربه‌های قبلی‌ام متفاوت است!
۲۲ سال به من گفتند: نخور، کم بخور و گرسنگی بکش اما این مرکز به من گفت: بخور! هرچیزی که دوست داشتی بخور ولی کام بخور.
این تجربه واقعا جالب و شیرین برام بود چون مزه غذا رو به معنای واقعی چشیدم، لذت خوردن را حس کردم! تا قبل از مراجعه به سیبیتا فقط می‌خوردم یا بهتر عرض کنم غذا را می‌بلعیدم!
و از همه مهم‌تر برایم جالب است که اطرافیانم با اینکه نمی‌دانند من به این مرکز آمده‌ام ولی کاملا متوجه تغییر رفتار من شده‌اند و از این بابت خیلی خوشحالم.
من در هفته گذشته خیلی احساس سبکی می‌کردم، احساس شادی و بهتر بگویم پیروزی بر مشکل ۲۲ ساله‌ام!

خانم آ ط

آینه شفاف

در حال حاضر که در کلینیک سیبیتا هستم نسبت به جلسات اول که مراجعه کردم، علاوه بر کاهش وزن و کاهش سایزم، به الگوی صحیح تغذیه‌ای هم دست پیدا کرده‌ام. من و خانواده‌ام مواد غذایی سالم تهیه و مصرف می‌کنیم و احساس آرامش بیشتری داریم.
از نامه‌های روزانه سیبیتا که علاقه زیادی به مطالعه آن‌ها دارم، استفاده می‌کنم و با به کاربردن مطالب آن‌ها توانسته‌ام فشارهای زیادی که به من وارد می‌شد را کم کنم.
خوشحالم که در این مسیر کار‌شناسان سیبیتا همراهان خوبی برای من بودند، مرا تأیید می‌کردند و آینه شفافی در مقابل من قرار داده بودند تا بتوانم جسم و روانم را بهتر بشناسم و با پذیرش آن‌ها به تغییراتی که می‌خواهم برسم.
تغییراتی که ابتدا برایم بسیار سخت و دور از ذهن بود، انجام شد. برای من مصرف آب، لبنیات کم‌چرب و نخوردن شیرینی بسیار سخت بود، چون در الگوی غذایی ما مصرف لبنیات پر‌چرب و شیرینی بسیار رایج بود اما با آگاهی از الگوی تغذیه‌ای سیبیتا توانستم موادغذایی سالم‌تر را جایگزین موادغذایی قبل نمایم، ضمن اینکه خوراکی‌هایی را هم که دوست دارم حذف نکرده‌ام و به اندازه مناسب از آن‌ها استفاده می‌کنم.
از راهنمایی‌ها و تلاش تمامی اعضای کلینیک سیبیتا برای این نتایج و تغییرات سپاسگذارم.

خانم ح ح

معجزه کام

هفته گذشته که با سیبیتا آشنا شدم، در اولین قدم تکنیک کام را آموختم.
وقتی کام را تجربه کردم لذت بخش‌ترین وعده‌های غذایی را همراه با بهترین احساسات کسب کردم. کام خوردن مرا با غذاهایی که می‌خوردم دوست و رفیق نمود، با نانی که خوردم ارتباط برقرارکردم، رنج و عشق کشاورزی که بذر آن را کاشته بود، روز‌ها وقت گذاشته بود تا به بار بنشیند، محصول را درو کند و به بازار بفرستد تا به دست نانوا برسد، در تنور برود و در آخر به دست من برسد.
رنج و عشق و آرزوهای هموطنانم را در لحظات آرامش‌بخش کام حس می‌کردم و جالب‌ترین حس‌ام این بود که در طول روز دیگر احساس گرسنگی نداشتم! تمام وجودم از نانی که با آرامی و با آگاهی خورده بودم پر و سیراب بود، زمانی که ذرات سیبی را می‌خوردم در وجودم به بذرهای بالنده‌ایی تبدیل می‌شد که در حال رشد بود و رشد هر ذره‌ای که می‌خوردم را در وجودم حس می‌کردم.
هفته لذت بخشی را با کام گذراندم، یک معجزه بود برای من.

خانم ن م

زیبایی محض!

در این چند هفته که به سیبیتا می‌آیم واقعا فهمیدم که کوچک‌ترین چیزی که در سیبیتا بدست می‌آورم لاغر شدن است، من در سیبیتا احساس فوق‌العاده‌ای دارم که هیچ وقت نداشتم حتی زمانی که ۲۰ کیلو از الانم لاغر‌تر بودم!
حالا طوری شده که از هر چیز کوچکی لذت می‌برم و خیلی خیلی بیشتر از قبل زیبایی‌های اطرافم را می‌بینم، حتی از زیبایی یک برگ کاهو به وجد می‌آیم!

خانم م م

لبنیات خوشمزه

هفتهٔ پیش وقتی با خانم «م» راجع به افزایش مصرف لبنیات صحبت کردم گفتند: اصلا نمی‌توانند طعم شیر را تحمل کنند و به هیچ عنوان طرف شیر و سایر لبنیات نمی‌روند! کمی که راجع به لبنیات و خواص آن با هم صحبت کردیم مثل اهمیت کلسیم، پتاسیم و ویتامین D موجود در شیر و سایر فراوره‌های لبنی قبول کردند که سعی کنند در وعده‌های غذایی خود لبنیات هم داشته باشند، به ایشان توصیه کردم برای بهتر کردن طعم شیر، از شیر موز، شیر انبه، شیر طالبی، شیر با یک قاشق مربا خوری عسل، شیر خرما، شیر پسته و… و برای بهتر کردن طعم ماست، بیایند ماست را همراه میوه‌های رنده شده، جوانه گندم، بذر کتان و میوه‌های خشک میل کنند.
امروز وقتی آمدند گفتند: حالا نه تنها خودم ۳ واحد لبنیات در طول روز می‌خورم بلکه دخترم هم مصرف لبنیات خود را افزایش داده و از ماست با دانه کتان بسیار خوشش آمد.

کارشناس تغذیه سیبیتا

زیبایی

لقمه‌ای در دهان خود می‌گذارم، چشمانم را می‌بندم و آهسته زمزمه می‌کنم:‌ ای ذرات آفتاب زوایای تاریک وجودم را روشن کن،‌ ای نور نقره فام ماه مرا عاشقانه صدا کن،‌ ای ابرهای سرگردان مرا به کشتی خیال سوار کن و‌ ای ذرات روحانی طبیعت ذره ذره وجودم را زنده کن و به من زندگی ببخش.
اکنون شور و شعفی در من ایجاد شده که دوست دارم فریاد بزنم تا همه عالم بدانند که من چقدر خوشحالم.
بیا‌ ای بهترین دوستم، «سیبیتای عزیز» تا با هم عالم زیبایی را سیر کنیم که تو قفل درش را به رویم گشودی و مرا با مائده‌های زمینی، به روش آسمانی آشنا ساختی!
در گوش باد نجوا می‌کنم تا به همه عالم بگوید من روح خویش را با روشی زیبا به سوی طبیعت سوق می‌دهم، من این باور را دارم که آهسته و پیوسته گام برداشتن رسیدن به مقصد است.

رهرو آن نیست گهی کند و گهی تند رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

روزی هزاران بار هدفم را تصور می‌کنم و فریاد می‌زنم تا کائنات نیز مرا در رسیدن به آن یاری نمایند.
هر لیوان آب را با نامی زیبا می‌خوانم و می‌نوشم: به سلامتی عشق، به سلامتی دوستی، به سلامتی تندرستی، به سلامتی صمیمیت، به سلامتی صداقت، به سلامتی بهترین‌ها و به سلامتی سیبیتا.
انگیزه رسیدن به هدف چنان قدرتی در من ساخته که هیچ چیز و هیچ کس جلودارش نیست! وقتی به نتایج خوب فکر می‌کنم افکار بد از در دیگر ذهنم فرار می‌کنند.
بر تپه‌ای خیالی می‌ایستم دستانم را به سمت آسمان بلند می‌کنم و چشمانم را می‌بندم، این حسی است که با توجه و تفکر خوردن و نوشیدن به من دست می‌دهد. من با ایمان در این راه تلاش می‌کنم.
برای اینکه به دیگران صادقانه عشق بورزم باید اول خودم را دوست داشته باشم. من به انگیزه‌هایی که هر روز در من پررنگ‌تر می‌شود به شادی‌هایی که هر روز بیشتر می‌شود و به انرژی مثبتی که مرا شاداب‌تر می‌کند افتخار می‌کنم. با چنان علاقه و شوقی راه را طی می‌کنم که گاهی اصلا متوجه طولانی بودن و خستگی خود نمی‌گردم.
اضطراب حسی است که اکنون در من خاموش شده است!
من با انرژی زیادی که دریافت می‌کنم به دیگران نیز حس خوبی را القا خواهم کرد. این زندگی من است اینکه چگونه سپری‌اش کنم دست خودم است، همین که جرات صادق بودن را با وجدانم و گفتگوهای درونی‌ام را دارم بسیار خوشحالم.
هفته‌های تکراری زندگیم تبدیل به هفته‌های تلاش و سنجش شده، گاهی فکر می‌کنم خودم باید بخواهم تا دنیا نیز برایم بخواهد.

خانم ش ز

 

شروع متفاوت

خانم «ی» جلسه اولشان بود که به سیبیتا مراجع می‌کردند. ایشان با یکی دیگر از مراجعین سیبیتا نسبت فامیلی داشتند و از این طریق با این مجموعه آشنا شده بودند. تعریف می‌کردند که چطور شده بعد از اینکه کلی رژیم گرفتند، طب سوزنی داشتند، بالن داشتند و. . . دوباره خواستار شروع برنامه کاهش وزن شدند.
می‌گفتند خواهرشوهرم به من گفت: نوشین تا حالا از غذا خوردنت لذت بردی؟ تا حالا شده با آرامش غذا بخوری و نگران کالری دریافتیت نباشی؟ هر چیزیو که دوست داری و بخوری و لاغر بشی؟! برای من اتفاق افتاده! من توی سیبیتا با لذت، بدون هیچ سختی و عذاب‌ وجدانی، یا بهتره بگم خیلی دلپذیر وزن کم می‌کنم.
به همین دلیل خانم «ی» تصمیم به کاهش وزن مجدد گرفتند، اما این‌بار با یه روش صحیح و جامع.

مشاور سیبیتا

من و کلاه‌خود لیمویی

این روز‌ها پس از آشنا شدن با سیبیتای عزیز و لذت بردن از غذا همه‌اش به این فکر می‌‌کردم که چی‌کار کنم وقتی سر کار هستم بعد از ناهار یکباره پرت نشم وسط این همه شلوغی و استرس، وقتی آقای دکتر گفتن سعی کن از تمام حس‌هات هنگام غذا خوردن استفاده کنی این ایده به ذهنم رسید.
من عاشق لیموترش هستم و تقریبا همیشه با خودم لیموترش دارم و روی سالاد و غذام لیموترش می‌ریزم، حالا کاری که می‌کنم بعد از ریختن آب لیموترش روی غذام، پوستش رو کنار می‌زارم و بعد از تموم شدن غذا یه چند دقیقه‌ای به خوردن پالپ‌های لیموترش مشغول می‌شم.
خیلی لذت بخشه، حس پوست لیموترش زیر دستم با اون بوی قوی و ترشی که داره و طعمش که نه فقط با زبون و سقف دهنم بلکه با تمام دندون‌هام اونو حس می‌کنم.
با رنگ زیبایش چشمم رو نوازش می‌ده و صدای پالپ‌هاش توی گوشم یه موسیقی خوبه که من‎‌رو برای برگشتن به سرکار آماده می‌کنه.
این کار برای من و همکارم که با هم غذا می‌خوریم به یه بازی تبدیل شده که کی کلاه‌خود (این اسمیه که ما برای پوست لیموترش گذاشتیم) قشنگ‌تری درست می‌کنه!
اینجوری خوردن ناهار سرکار برای من به یه زمان لذت بخش تبدیل شده.

خانم ن خ

قصۀ من و نان سنگک عزیزم

من قبلا هیچ‌وقت از مزه نان سنگک لذت نمی‌بردم و همیشه به اجبار به خاطر داشتن سبوس اونو می‌خوردم. اگر هم در وعده غذایی که داشتیم فقط نان سنگک بود، من از مواد غذایی بیشتری در کنارش استفاده می‌کردم که مزه‌ نان‌ رو متوجه نشم و سریع قورتش می‌دادم!
یک شب که می‌خواستم کام خوردن رو تجربه کنم سالاد الویه داشتیم به همراه نان سنگک و من اصلا حواسم نبود که نان سنگک رو دوست ندارم!
یه لقمه کوچک ورداشتم و کام خوردم و در همین حین. . . یه مزه جدید رو حس کردم! جالب بود واسم می‌خواستم دوباره اون مزه رو تجربه کنم پس یه لقمه دیگه هم ورداشتم و اون مزه جدید دوباره تکرار شد! اون لحظه فهمیدم چقدر نان سنگک خوشمزس و من نمی‌دونستم!
واقعا تجربه فوق‌العاده‌ای بود. اونقدر عالی بود که من چند تکه نان رو بدون هیچ غذایی در کنارش خوردم.
یه حس جدید داشتم، یه طعم جدید داشت لقمه من.
از اون موقعه به بعد نان سنگک شد نان مورد علاقه من! و من واقعا دوستش دارم و از خوردنش لذت می‌برم.
خدایا ممنونم که نعمت‌های مختلفی رو به ما دادی تا ما تجربه‌های خوب و لذت‌بخش داشته باشیم.

مشاور سیبیتا

اسکرول به بالا