رژیم لاغری

رژیم لاغری و حذف گروه‌های غذایی

افراد بسیار کمی می‌توانند رژیم لاغری محدود کننده و حذف گروه‌های غذایی را تحمل کنند. زیرا ما عادت غذاییمان را یک شبه کسب نکرده‌ایم بلکه این عادات، نتیجه انتخاب‌هایی هستند که طی یک عمر به دست آورده‌ایم.
نمی‌توانید توقع داشته باشید پس از سی سال خوردن نیمرو با نان، ناگهان دست از این کار بردارید و بقیه عمرتان نیمروی خالی از بشقاب بردارید و در دهان بگذارید. حس چشایی شما به خوردن نیمرو به این صورت عادت ندارد و خیلی زود آن را پس می‌زند.
پس کلید کاهش وزن در ضمن حفظ علایق غذایی بدون قدغن کردن آنها، یاد گرفتن درست خوردن و با لذت خوردن بدون احساس عذاب وجدان است، یعنی حل مسئله و نه پاک کردن صورت مسئله.
این همان اتفاقی است که در برنامه لاغری سیبیتا رخ می‌دهد.

کارشناس تغذیه سیبیتا

در روند لاغری با خودتان مهربان باشید

خیلی از مراجعین نمی‌دانند که احساس گناه، سرزنش و محرومیت هرگز منجر به تغییر مثبت نمی‌شود. اگر می‌شد، اولین رژیم لاغری که می‌گرفتید برای همیشه نتیجه می‌داد زیرا رژیم‌های لاغری بر پایه احساس گناه، تنبیه و محرومیت بنا شده‌اند. اگر می‌خوهید کاهش وزن دائمی داشته یاشید با کوچکترین خطا و خارج شدن از برنامه خود را سرزنش نکنید و با خود مثل والدی سخت‌گیر رفتار نکنید. برای تغییر کردن لازم است با خود مهربان باشید و خود را ببخشید. با بخشش، آرامش بیشتری دارید؛ در نتیجه بهتر می‌توانید فکر کنید و علت خطاهای خود را پیدا کنید و آن‌ها را رفع کنید و به لاغری واقعی و ماندگار دست پیدا کنید.

روانشناس سیبیتا

چقدر لاغر شدی!

حدود شش ماه است که به سیبیتا می‌آیم. این روزها دیگر برایم عادی شده است که هر کس از آشنایان دور بعد از مدتی مرا می‌بیند از فرط تعجب چشمهایش گرد شود و بگوید: چقدر لاغر شدی! (عادی که نشده، هنوز هم هر بار این جمله را می‌شنوم قند توی دلم آب می‌شود و میزان آب شدن قند رابطه مستقیمی دارد با درجه گردی چشمها) و بعد آن نگاه حیرت‌زده تبدیل می‌شود به نگاهی تحسین‌آمیز و جملاتی از این قبیل می‌شنوم: آفرین! چه اراده‌ای! رژیم گرفتی؟ و در آخر نگاه حسرت‌باری که می‌گوید: خوش به حالت! من که اصلاً نمی‌تونم کم بخورم. آه جانسوزی که بعد از گفتن این جمله کشیده می‌شود بالاخره این فرصت را به من می‌دهد که صحبت کنم و توضیح بدهم که من هم کم‌خوری نمی‌کنم و در واقع به جای رژیم غذایی از یک برنامه اصولی برای داشتن زندگی سالم‌تر پیروی می‌کنم و امیدوارم که این برنامه همیشگی باشد، نه مثل رژیم‌های سخت و پر از محرومیت گذرا و بعد با افتخار کلینیک کاهش وزن سیبیتا را به آنها معرفی می‌کنم به امید این که آنها هم به این محیط صمیمی با کارشناسان همیشه پاسخگو بیایند و تغییرات مثبتی در دیدگاه و زندگی خود به وجود آورند.

ماندانا سیبیتایی

نتیجه گرسنگی کشیدن و رژیم لاغری

انسل کیس بیولوژیستی است که درباره نتایج گرسنگی مفرط انسان‌ها در زمان جنگ ‌جهانی‌ دوم تحقیق کرده است. او کشف کرد که اگر افراد را تقریباً همیشه گرسنه نگه داریم، عصبی و کم‌تحمل می‌شوند و رفتار عجیب و غریبی نسبت به غذا نشان می‌دهند. مثلاً در چنین حالتی دروغ می‌گویند، دست به احتکار و یا دزدی غذایی می‌زنند.
عجیب‌تر این که بعد از سه ماه گرسنگی، وقتی که این افراد می‌توانند هر چه دلشان می‌خواهد بخورند، این رفتارهایشان همچنان باقی می‌ماند. حتی برخی افراد تا هشت برابر حجم عادی‌شان غذا می‌خورند.
این پژوهش در مقاله‌ای به سال ۱۹۵۰ با عنوان “بیولوژی گرسنگی انسان” چاپ شده و سندی‌ست بر این که رژیم‌های لاغری بر پایه گرسنگی نه تنها مؤثر نیست، بلکه خود مشکلی بر مشکلات افراد اضافه می‌کند، و درمان آنها دشوارتر می‌شود.

کارشناس تغذیه سیبیتا

وقتی رژیم لاغری می‌گیرید

عصر پنج‌شنبه در مسیر برگشت به خانه‌تان، نگاهی به دکه روزنامه‌فروشی می‌اندازید، می‌بیند یکی از مجله‌ها با تبلیغی بزرگ خبر از یک معجزه داده و کتابی را معرفی کرده با عنوان “تنها رژیمی که شما را به آرزوهایتان می‌رساند”. بلافاصله به سمت کتابفروشی محلتان می‌روید و سراسیمه کتاب را می‌خرید و خودتان را به خانه می‌رسانید، تا از این آخرین “جادو” عقب نمانید.
کتاب را می‌خوانید و خوشحال و امیدوار و با انگیزه‌ای بالا می‌گویید: “از شنبه شروع می‌کنم و به خواسته‌هایم خواهم رسید.”
پنج‌شنبه و جمعه دلی از عزا در می‌آورید و تمام کابینت‌ها و یخچال خانه را از شیرینی‌ها و شکلات‌ها و غذاهای غیرمجاز در برنامه‌تان خالی می‌کنید.
شنبه، همه چیز را سفت و سخت، بدون کوچکترین تقلبی اجرا می‌کنید.
یکشنبه، به خودتان می گویید: “اگر تا حدی هم برنامه رژیم را رعایت کنم، مشکلی پیش نمی‌آید.” پس از برنامه ‌غذایی روزانه مقداری بیشتر می‌خورید.
دوشنبه، نوع غذاها را عوض می‌کنید.
سه شنبه، غیرمجازها وارد برنامه رژیم می‌شود.
چهارشنبه، در مورد رژیم لاغری جدید دچار تردید می‌شوید.
پنج شنبه، مهمانی‌ها شروع می‌شود.
جمعه، اصلاً این برنامه به درد نمی‌خورد و تسلیم می‌شوید.
پس در گرفتن این رژیم لاغری شکست می‌خورید، اما اگر حتی برای شکست‌تان توجیهی منطقی هم پیدا کنید، این فکر که “من همیشه شکست می‌خورم” وارد ضمیر ناخودآگاه‌تان شده و در قسمت‌های دیگر زندگی‌تان خودش را نشان می‌دهد. اگر ذهن نیمه‌هشیارتان بپذیرد که در رژیم غذایی شکست خورده‌اید، این توانایی را دارد که این اعتقاد منفی را به ازدواجتان هم تعمیم دهد، یا به شغل یا رابطه شما با فرزندانتان.
پس اگر معتقد باشید که در کاهش وزن شکست خورده‌اید، ذهن نیمه‌هشیارتان این امر را چنین تفسیر می‌کند که کلاً و عموماً موجودی شکست خورده‌اید.
بنابراین با انتخاب مسیری که از همان ابتدا هم محکوم به شکست است، خود را وارد چرخه معیوب شکست نکنید و فراموش نکنید که رژیم‌های لاغری، شکست ذهنی می‌آفرینند.

مشاور سیبیتا

اسکرول به بالا