رژیم لاغری

امضا

چند روز پیش مطلبی رو با این عنوان در یک مجله آشپزی دیدم: «غذای بدون سس مثل یک نامه بدون امضاست. »
شما چقدر به این جمله اعتقاد دارید؟
من شخصا فکر می‌کنم درسته که غذا‌ها با سس طعم بهتری رو پیدا می‌کنند اما خوب، سس داریم تا سس! شما چه نوع سسی را ترجیح می‌‌دهید؟
پیشنهاد می‌کنم به جای سس‌های چرب و پرکالری، خودمون آستین‌هامونو بالا بزنیم و سس‌های مختلف رو با مواد غذایی سالم تهیه کنیم مثل سس سبزیجات به همراه ماست کم‌چرب یا سس‌های تهیه شده از پوره میوه‌جات.
وقتی با مراجعین صحبت می‌کنم می‌بینم چقدر ذوق دارن برای تجربه‌های جدیدی که از درست کردن این سس‌ها بدست می‌آرن، چند تا از این تجربه‌ها رو می‌خوام به شما بگم:
سس خرما، خردل و عسل، ماست و میوه، ماست و سبزی‌جاتی نظیر نعناع، ریحان، بادمجان، کدو، سبزیجات خشک معطر و سس میوه‌ای زرد آلو بر روی گوشت!
با این دستور‌ها غذای ما هم به قول نوشته بالا امضادار می‌شه اما فکر کنم یک امضای سالم و خوشمزه‌.

کارشناس تغذیه سیبیتا

وزن ظاهری وزن واقعی

۱. وزن شما چقدر است؟ هفتاد، هشتاد یا نود کیلو؟
وزن یک نفر هر قدر که باشد نتیجه مجموعه‌ای از عوامل مختلف است. وقتی روی ترازو می‌روید برآیند این عوامل مختلف را به صورت یک عدد می‌بینید مثل معدلی که در کارنامه شاگرد درج می‌شود. اگر شما فقط معدل یک شاگرد را بدانید آیا می‌توانید درباره وضعیت ریاضی، علوم یا فارسی او اظهار نظر کنید؟ به همین ترتیب صرفا با دانستن وزن یک نفر نمی‌توان در باره علل و عوامل تشکیل‌دهنده وزن او اظهار نظر کرد. اگر بخواهیم عدد وزن شما را آنالیز کنیم و بفهمیم چرا مثلا هشتاد کیلو هستید و هفتاد یا نود کیلو نیستید باید یک معادله چندین و چند مجهولی را حل کنیم چون پای عوامل تاثیرگذار متعددی در میان است. بگذارید توضیح دهم. حتما می‌دانید تحرک شما بر وزنتان اثر دارد یا عادت‌های غذایی و رابطه شما با غذا، ولی آیا می‌دانید رابطه شما با خودتان و دیگران هم بر وزنتان تاثیر دارد؟ آیا می‌دانید توانایی شما در حل مسائل زندگی هم یک عامل تعیین کنندۀ وزن به حساب می‌آید؟ می‌دانید ساختارهای ذهنی و چارچوب‌های فکری شما هم از اهمیت بسیاری در موضوع وزن برخوردارند؟ یا میزان استرسی که در زندگی تجربه می‌کنید و تواناییتان در مدیریت این استرس؟ حتی میزان آبی که می‌خورید؟ یا میزان خوابی که دارید؟ می‌بینید که موضوع اصلا ساده نیست و ما با یک قضیه پیچیده و چند بعدی سر و کار داریم.

۲. هیچ فکر کرده‌اید عددی که ترازو نشان می‌دهد واقعا چقدر اعتبار دارد؟ واقعیت این است که ترازو یک ابزار بسیار ابتدایی است. ترازو به راحتی گول می‌خورد. مثلا با کم و زیاد شدن لباستان عددی که نشان می‌دهد فرق می‌کند. ترازو دمدمی‌مزاج است. با آب و غذایی که خورده‌اید و تحرکی که داشته‌اید، حتی بسته به اینکه چه ساعتی از روز یا چه روزی از ماه روی آن بروید نظرش عوض می‌شود. از همه مهم‌تر اینکه ترازو وزن آگاهی‌ها، عادت‌ها و انتخاب‌های شما را تشخیص نمی‌دهد، یعنی فقط وزن ظاهری شما را نشان می‌دهد. بله درست است وزن هم مثل خیلی چیزهای دیگر دو نوع است: ظاهری و واقعی. وزن ظاهری شما وزنیست که ترازو نشان می‌دهد. اما وزن واقعی شما وزنیست که به طور طبیعی با عادت‌ها و آگاهی‌ها و سبک زندگی فعلی باید در آن قرار داشته باشید. به لحاظ تئوریک باید بتوان با شناخت دقیق ساختارهای جسمی، ذهنی و روانی یک نفر وزن واقعی او را محاسبه کرد. شاید واقعا ترازوهای آینده بتوانند وزن واقعی افراد را هم در کنار وزن ظاهریشان تعیین کنند. شاید ترازوهای آینده با عبور دادن نامحسوس یک باریکه پوزیترونی از مرکز عادت‌ها و آگاهی‌ها در مغز شما بتوانند با یک آنالیز فوق سریع، عدد واقعی وزنتان را بگویند.
تا آن روز باید مراقب باشیم گول ترازوهای فعلی را نخوریم و فرق وزن ظاهری و وزن واقعی را بدانیم. اگر شما مدام در حال رژیم گرفتن و قرص خوردن و کارهای جورواجور دیگر برای کم کردن وزنتان نباشید وزن ظاهری شما می‌تواند با وزن واقعیتان یکی باشد. اما در جامعه‌ای که اغلب مردمش در حال رژیم گرفتنند، معمولا عددی که ترازو نشان می‌دهد با وزن واقعی فرد متفاوت است. فرض کنید چند وقت دیگر عروسی خواهرتان است و شما تصمیم گرفته‌اید هر طور شده لاغر شوید. دست به یک اقدام متهورانه می‌زنید و شروع می‌کنید چند روز فقط آب و سبزیجات می‌خورید. طبعا وزنتان پایین می‌آید. ولی آیا این وزن جدید، وزن واقعی شماست؟ آیا شما با تغییر ذهنیت‌ها و رفتارهای چاق‌کننده، شایستگی این وزن جدید را پیدا کرده‌اید؟ یا فقط ظاهرسازی کرده‌اید؟ آیا شما در این وزن خواهید ماند؟ بالا و پایین رفتن‌های کاذب وزن معمولا ماندگار نیستند. شاید شنیده باشید که رابرت دونیرو برای بازی در فیلم گاو خشمگین که به خاطرش اسکار هم گرفت، بیست و پنج کیلو وزن اضافه کرد. ولی این یک افزایش وزن کاذب بود. وزن واقعی او‌‌ همان وزن قبلیش بود و عجیب نیست که بعد هم به آن برگشت. نمونه کسانی که به شکل کاذب وزن کم می‌کنند و بعد دوباره چاق می‌شوند هم بی‌شمار است. شاید خود شما هم از همین دسته باشید.
کسی که به این شکل وزن کم می‌کند مثل کسی است که دارد نقش بازی می‌کند. نقشی متفاوت از خود اصلی و واقعیش. و این نقش بازی کردن معمولاً دوامی ندارد.

۳. اگر بخواهید وزنتان تغییر کند باید تک تک ابعاد و عواملی که در وزن فعلیتان دخیلند شناسایی و تصحیح شوند. هیچ راه دیگری ندارد. البته می‌توانید با قرص یا رژیم هم وزن کم کنید ولی به محض اینکه قرص یا رژیمتان را کنار بگذارید وزنتان برمی‌گردد. مثل این می‌ماند که عقربه قطب‌نما را بگیرید و با فشار دستتان جهتش را عوض کنید، البته عقربه جابجا می‌شود ولی به محض اینکه آن را‌‌ رها کنید به جهت اولش برمی‌گردد، چون از اول هم بی‌دلیل در آن جهت قرار نگرفته بود. همین موضوع در باره وزن شما هم صادق است. شما اگر هفتاد کیلو هستید بی‌دلیل نیست. اگر هشتاد کیلو هم هستید باز بی‌دلیل نیست.
ما در سیبیتا همیشه از خودمان می‌پرسیم چرا این شخصِ به‌خصوص این وزنِ به‌خصوص را دارد و با پرسشنامه‌های متنوعی که تک تک عوامل موثر را می‌سنجند کارنامه وزنی هر مراجع را به تفصیل تهیه می‌کنیم. بعد با‌ شناختی که پیدا کرده‌ایم به خوبی می‌دانیم که برای هر مراجع از کجا شروع کنیم و چگونه پیش برویم.
نکته اینجاست که اگر می‌خواهید وزن کم کنید باید حقیقتاً وزن کم کنید، یعنی وزن واقعیتان را کم کنید نه وزن ظاهریتان را  و برای تغییر وزن واقعیتان هیچ راهی جز آنالیز دقیق ذهنی و رفتاری شما و برنامه‌ریزی تخصصی برای تصحیح آن نیست.

۴. حالا به من بگویید وزن شما چقدر است؟ دارید به وزن ظاهری و وزن واقعی فکر می‌کنید؟ اگر اینطور باشد من به هدفی که از نوشتن این مطلب داشتم رسیده‌ام.

طراح برنامه سیبیتا

تجربه‌های سیبیتایی

تجربیات جدیدم را با شما در میان می‌گذارم:
–  به معجزه خوردن آب ایمان بیاوریم. افزایش آب در برنامه‌ام باعث طراوت و شادابی پوستم شده است و کاملاً تفاوت را احساس می‌کنید.
–  من همیشه از خوردن کرفس، کلم و… بیزار بودم اما یک بار آب کرفس را به همراه آب سیب و یک بار هم آب کرفس و لیموترش را امتحان کردم، بسیار خوشمزه بود و نه تنها بدمزه نبود که مزه جالب و جدیدی هم داشت. شما هم امتحان کنید حتماً خوشتون میاد.
–  به آجیل میان‌وعده‌تان مویز و چیپس خرما هم اضافه کنید.
–  چای سبز + زیره در ماست را هم پیشنهاد می‌کنم.
–  علاقه شدیدی به نانهای سبوس‌دار به خصوص سنگک پیدا کرده‌ام و نانهای سفید به کلی از چشمم افتاده است.

خانم ف ص

رژیم لاغری و حذف گروه‌های غذایی

افراد بسیار کمی می‌توانند رژیم لاغری محدود کننده و حذف گروه‌های غذایی را تحمل کنند. زیرا ما عادت غذاییمان را یک شبه کسب نکرده‌ایم بلکه این عادات، نتیجه انتخاب‌هایی هستند که طی یک عمر به دست آورده‌ایم.
نمی‌توانید توقع داشته باشید پس از سی سال خوردن نیمرو با نان، ناگهان دست از این کار بردارید و بقیه عمرتان نیمروی خالی از بشقاب بردارید و در دهان بگذارید. حس چشایی شما به خوردن نیمرو به این صورت عادت ندارد و خیلی زود آن را پس می‌زند.
پس کلید کاهش وزن در ضمن حفظ علایق غذایی بدون قدغن کردن آنها، یاد گرفتن درست خوردن و با لذت خوردن بدون احساس عذاب وجدان است، یعنی حل مسئله و نه پاک کردن صورت مسئله.
این همان اتفاقی است که در برنامه لاغری سیبیتا رخ می‌دهد.

کارشناس تغذیه سیبیتا

در روند لاغری با خودتان مهربان باشید

خیلی از مراجعین نمی‌دانند که احساس گناه، سرزنش و محرومیت هرگز منجر به تغییر مثبت نمی‌شود. اگر می‌شد، اولین رژیم لاغری که می‌گرفتید برای همیشه نتیجه می‌داد زیرا رژیم‌های لاغری بر پایه احساس گناه، تنبیه و محرومیت بنا شده‌اند. اگر می‌خوهید کاهش وزن دائمی داشته یاشید با کوچکترین خطا و خارج شدن از برنامه خود را سرزنش نکنید و با خود مثل والدی سخت‌گیر رفتار نکنید. برای تغییر کردن لازم است با خود مهربان باشید و خود را ببخشید. با بخشش، آرامش بیشتری دارید؛ در نتیجه بهتر می‌توانید فکر کنید و علت خطاهای خود را پیدا کنید و آن‌ها را رفع کنید و به لاغری واقعی و ماندگار دست پیدا کنید.

روانشناس سیبیتا

چقدر لاغر شدی!

حدود شش ماه است که به سیبیتا می‌آیم. این روزها دیگر برایم عادی شده است که هر کس از آشنایان دور بعد از مدتی مرا می‌بیند از فرط تعجب چشمهایش گرد شود و بگوید: چقدر لاغر شدی! (عادی که نشده، هنوز هم هر بار این جمله را می‌شنوم قند توی دلم آب می‌شود و میزان آب شدن قند رابطه مستقیمی دارد با درجه گردی چشمها) و بعد آن نگاه حیرت‌زده تبدیل می‌شود به نگاهی تحسین‌آمیز و جملاتی از این قبیل می‌شنوم: آفرین! چه اراده‌ای! رژیم گرفتی؟ و در آخر نگاه حسرت‌باری که می‌گوید: خوش به حالت! من که اصلاً نمی‌تونم کم بخورم. آه جانسوزی که بعد از گفتن این جمله کشیده می‌شود بالاخره این فرصت را به من می‌دهد که صحبت کنم و توضیح بدهم که من هم کم‌خوری نمی‌کنم و در واقع به جای رژیم غذایی از یک برنامه اصولی برای داشتن زندگی سالم‌تر پیروی می‌کنم و امیدوارم که این برنامه همیشگی باشد، نه مثل رژیم‌های سخت و پر از محرومیت گذرا و بعد با افتخار کلینیک کاهش وزن سیبیتا را به آنها معرفی می‌کنم به امید این که آنها هم به این محیط صمیمی با کارشناسان همیشه پاسخگو بیایند و تغییرات مثبتی در دیدگاه و زندگی خود به وجود آورند.

ماندانا سیبیتایی

نتیجه گرسنگی کشیدن و رژیم لاغری

انسل کیس بیولوژیستی است که درباره نتایج گرسنگی مفرط انسان‌ها در زمان جنگ ‌جهانی‌ دوم تحقیق کرده است. او کشف کرد که اگر افراد را تقریباً همیشه گرسنه نگه داریم، عصبی و کم‌تحمل می‌شوند و رفتار عجیب و غریبی نسبت به غذا نشان می‌دهند. مثلاً در چنین حالتی دروغ می‌گویند، دست به احتکار و یا دزدی غذایی می‌زنند.
عجیب‌تر این که بعد از سه ماه گرسنگی، وقتی که این افراد می‌توانند هر چه دلشان می‌خواهد بخورند، این رفتارهایشان همچنان باقی می‌ماند. حتی برخی افراد تا هشت برابر حجم عادی‌شان غذا می‌خورند.
این پژوهش در مقاله‌ای به سال ۱۹۵۰ با عنوان “بیولوژی گرسنگی انسان” چاپ شده و سندی‌ست بر این که رژیم‌های لاغری بر پایه گرسنگی نه تنها مؤثر نیست، بلکه خود مشکلی بر مشکلات افراد اضافه می‌کند، و درمان آنها دشوارتر می‌شود.

کارشناس تغذیه سیبیتا

وقتی رژیم لاغری می‌گیرید

عصر پنج‌شنبه در مسیر برگشت به خانه‌تان، نگاهی به دکه روزنامه‌فروشی می‌اندازید، می‌بیند یکی از مجله‌ها با تبلیغی بزرگ خبر از یک معجزه داده و کتابی را معرفی کرده با عنوان “تنها رژیمی که شما را به آرزوهایتان می‌رساند”. بلافاصله به سمت کتابفروشی محلتان می‌روید و سراسیمه کتاب را می‌خرید و خودتان را به خانه می‌رسانید، تا از این آخرین “جادو” عقب نمانید.
کتاب را می‌خوانید و خوشحال و امیدوار و با انگیزه‌ای بالا می‌گویید: “از شنبه شروع می‌کنم و به خواسته‌هایم خواهم رسید.”
پنج‌شنبه و جمعه دلی از عزا در می‌آورید و تمام کابینت‌ها و یخچال خانه را از شیرینی‌ها و شکلات‌ها و غذاهای غیرمجاز در برنامه‌تان خالی می‌کنید.
شنبه، همه چیز را سفت و سخت، بدون کوچکترین تقلبی اجرا می‌کنید.
یکشنبه، به خودتان می گویید: “اگر تا حدی هم برنامه رژیم را رعایت کنم، مشکلی پیش نمی‌آید.” پس از برنامه ‌غذایی روزانه مقداری بیشتر می‌خورید.
دوشنبه، نوع غذاها را عوض می‌کنید.
سه شنبه، غیرمجازها وارد برنامه رژیم می‌شود.
چهارشنبه، در مورد رژیم لاغری جدید دچار تردید می‌شوید.
پنج شنبه، مهمانی‌ها شروع می‌شود.
جمعه، اصلاً این برنامه به درد نمی‌خورد و تسلیم می‌شوید.
پس در گرفتن این رژیم لاغری شکست می‌خورید، اما اگر حتی برای شکست‌تان توجیهی منطقی هم پیدا کنید، این فکر که “من همیشه شکست می‌خورم” وارد ضمیر ناخودآگاه‌تان شده و در قسمت‌های دیگر زندگی‌تان خودش را نشان می‌دهد. اگر ذهن نیمه‌هشیارتان بپذیرد که در رژیم غذایی شکست خورده‌اید، این توانایی را دارد که این اعتقاد منفی را به ازدواجتان هم تعمیم دهد، یا به شغل یا رابطه شما با فرزندانتان.
پس اگر معتقد باشید که در کاهش وزن شکست خورده‌اید، ذهن نیمه‌هشیارتان این امر را چنین تفسیر می‌کند که کلاً و عموماً موجودی شکست خورده‌اید.
بنابراین با انتخاب مسیری که از همان ابتدا هم محکوم به شکست است، خود را وارد چرخه معیوب شکست نکنید و فراموش نکنید که رژیم‌های لاغری، شکست ذهنی می‌آفرینند.

مشاور سیبیتا

اسکرول به بالا