تجربه سیبیتایی

معجزه صبحانه

بعد از مدت‌ها در طی هفته گذشته با تجربه جدیدی رو‌به‌رو شدم و آن خوردن صبحانه بود.
در طول روز دائم احساس ضعف خفیفی داشتم و دائم مواظب بودم که کم بخورم نه این‌که واقعا میلی نداشته باشم، خودم را مجبور می‌کردم و این مرا اذیت می‌کرد!
ولی وقتی صبحانه خوردم اصلا متوجه نشدم ساعت ناهار فرا رسیده! وقتی هم که ناهار می‌خوردم خیلی ولع نداشتم به طوری‌که ظرف غذا را به طور کامل گرم نمی‌کردم چون لازم نمی‌دیدم و گرسنه هم نبودم، این موجب شد به دلیل صبحانه خوردن نه تنها خوردن من به طور ذاتی کمتر شود بلکه احساس بهتر و آرامش خاصی پیدا کنم.

خانم ز ن

پیروزی

من بعد از ۲۲ سال تجربه‌های گوناگونی که درمورد رژیم‌های لاغری و مراجعه به پزشکان مختلف در سطح شهر داشتم، با بررسی‌های زیادی به این مرکز مراجعه کردم و متوجه شدم به کلی با تجربه‌های قبلی‌ام متفاوت است!
۲۲ سال به من گفتند: نخور، کم بخور و گرسنگی بکش اما این مرکز به من گفت: بخور! هرچیزی که دوست داشتی بخور ولی کام بخور.
این تجربه واقعا جالب و شیرین برام بود چون مزه غذا رو به معنای واقعی چشیدم، لذت خوردن را حس کردم! تا قبل از مراجعه به سیبیتا فقط می‌خوردم یا بهتر عرض کنم غذا را می‌بلعیدم!
و از همه مهم‌تر برایم جالب است که اطرافیانم با اینکه نمی‌دانند من به این مرکز آمده‌ام ولی کاملا متوجه تغییر رفتار من شده‌اند و از این بابت خیلی خوشحالم.
من در هفته گذشته خیلی احساس سبکی می‌کردم، احساس شادی و بهتر بگویم پیروزی بر مشکل ۲۲ ساله‌ام!

خانم آ ط

کنترل قند خون با سیبیتا

با سلام
من امروز سومین جلسه‌ام در مجموعه سیبیتا می‌باشد. از زمانی که روش جدید زندگی را به توصیه دوستان خوب سیبیتایی پیش گرفته‌ام، افراد خانواده‌ام هم از سلامت بیشتری برخوردار هستند.
به عنوان مثال همسر من سالهاست که مشکل قندخون دارد و هر روز قندخون خود را کنترل می‌کند. اخیراً ایشان به دلیل اینکه از سبزیجات تازه روزانه که من برای خودم آماده می‌کنم مصرف می‌کند، قندخونشان به حد قابل توجهی پایین آمده است و تحت کنترل می‌باشد. من از این بابت خوشحال هستم که با روش‌هایی که از سیبیتا آموخته‌ام هم به خودم کمک کردم و هم به خانواده‌ام. مطمئن هستم که می‌توانم به وزن دلخواهم در آینده نزدیک دست یابم.
با آرزوی موفقیت برای همه شما و دوستان سیبیتایی

خانم س ح

یک اسکوپ بستنی

حدود یک هفته قبل که دومین دوره برنامه سیبیتا را به تازگی شروع کرده بودم، به شدت هوس بستنی کرده بودم. حوالی ظهر بود و داشتم از محل کار به منزل برمی‌گشتم و از یک مغازه انار فروشی که محل خرید همشگی‌ام بوده و محصولات مختلف انار از جمله بستنی انار می‌فروشد درخواست بستنی انار کردم، فقط از آن‌‌ها خواستم به‌جای ۴ اسکوپ همیشگی ۲ اسکوپ برایم بگذارند. فکر می‌کردم با این روش مشکل اضافه خوری را هم برطرف می‌کنم.
وقتی ۲ اسکوپ بستنی همراه با کمی دانه انار یخ زده و کمی هم یخ در بهشت انار که برای تزیین کنار آن ریخته شده بود را به منزل آوردم، با خوشحالی و بدون احساس گناه شروع به خوردن کردم ولی به روش کام! با لذت و توجه به خوردن ادامه دادم، وقتی نصف بستنی‌ام را خوردم کاملا سیر و راضی شده بودم و بقیه بستنی‌ام یعنی یک اسکوپ باقی مانده را درفریزر گذاشتم.
بله من واقعا با خوردن یک اسکوپ بستنی سیر و راضی و شاد بودم در حالی‌ که تا یک ماه قبل حداقل ۳ تا ۴ اسکوپ می‌خوردم! هنوز هم باقیمانده بستنی‌ام در فریزر منتظر است! اما من نیازی به خوردن آن ندارم.

خانم س ن

زیبایی محض!

در این چند هفته که به سیبیتا می‌آیم واقعا فهمیدم که کوچک‌ترین چیزی که در سیبیتا بدست می‌آورم لاغر شدن است، من در سیبیتا احساس فوق‌العاده‌ای دارم که هیچ وقت نداشتم حتی زمانی که ۲۰ کیلو از الانم لاغر‌تر بودم!
حالا طوری شده که از هر چیز کوچکی لذت می‌برم و خیلی خیلی بیشتر از قبل زیبایی‌های اطرافم را می‌بینم، حتی از زیبایی یک برگ کاهو به وجد می‌آیم!

خانم م م

سیب بزرگ!

همیشه بزرگ‌ترین سیب رو انتخاب می‌کردم و گازهای بزرگ می‌زدم، وقتی سیب من تمام می‌شد به نظرم سیب کوچکی بود! ولی وقتی کام خوردن را تجربه کردم سیب را که می‌خوردم اگر کوچک هم بود با گازهای کوچک کوچک، آرام آرام، مزه مزه، احساس می‌کردم که من چه سیب بزرگی خوردم و چقدر لذت بردم!

خانم ز الف

همه چیز به صورت کام!

کام، بهترین تجربه من در سیبیتاست!
با رعایت کام، ذهنم آروم شده و کام رو نه تنها تو غذا خوردن بلکه تو زندگی روزمره، درس خوندن، رانندگی کردن و… رعایت می‌کنم. هیچ عجله‌ای برای انجام هیچ کاری ندارم چون لقمه‌هام و درس‌هام و کارهام رو کوچک کوچک و آرام آرام انجام می‌دم و لذت می‌برم.

خانم پ الف

 

تصمیم آگاهانه

من همیشه یک هفته قبل از عادت ماهانه‌ام ولع عجیبی به غذا پیدا می‌کنم و به شدت عصبی می‌شوم این ماه هم اینطور بود ولی توانستم خودم را کمی کنترل کنم. مثلا ناهارم را که خوردم و کاملا سیر بودم، می‌خواستم زنگ بزنم که غذا برایم از رستوران بیاورند ولی با خودم گفتم تو که منع غذایی نداری! برای شب اینکار رو بکن و مخصوصا رفتم و خوابیدم، وقتی بیدار شدم دیگر آن حس را نداشتم.

خانم م م

من و کلاه‌خود لیمویی

این روز‌ها پس از آشنا شدن با سیبیتای عزیز و لذت بردن از غذا همه‌اش به این فکر می‌‌کردم که چی‌کار کنم وقتی سر کار هستم بعد از ناهار یکباره پرت نشم وسط این همه شلوغی و استرس، وقتی آقای دکتر گفتن سعی کن از تمام حس‌هات هنگام غذا خوردن استفاده کنی این ایده به ذهنم رسید.
من عاشق لیموترش هستم و تقریبا همیشه با خودم لیموترش دارم و روی سالاد و غذام لیموترش می‌ریزم، حالا کاری که می‌کنم بعد از ریختن آب لیموترش روی غذام، پوستش رو کنار می‌زارم و بعد از تموم شدن غذا یه چند دقیقه‌ای به خوردن پالپ‌های لیموترش مشغول می‌شم.
خیلی لذت بخشه، حس پوست لیموترش زیر دستم با اون بوی قوی و ترشی که داره و طعمش که نه فقط با زبون و سقف دهنم بلکه با تمام دندون‌هام اونو حس می‌کنم.
با رنگ زیبایش چشمم رو نوازش می‌ده و صدای پالپ‌هاش توی گوشم یه موسیقی خوبه که من‎‌رو برای برگشتن به سرکار آماده می‌کنه.
این کار برای من و همکارم که با هم غذا می‌خوریم به یه بازی تبدیل شده که کی کلاه‌خود (این اسمیه که ما برای پوست لیموترش گذاشتیم) قشنگ‌تری درست می‌کنه!
اینجوری خوردن ناهار سرکار برای من به یه زمان لذت بخش تبدیل شده.

خانم ن خ

انتخاب درست

یکی از مراجعین جلسه یک، از دلایل انتخاب این برنامه می‌گفتند: پدر من بر اثر جمع شدن چربی به دور قلبش فوت کرد! به همین دلیل من تصمیم گرفتم هرچه‌ زو‌د‌تر از دست این چربی‌های اضافه خلاص شوم و به دنبال سریع‌ترین راه ممکن رفتم، یکی از آن‌ها دستگاه‌های لاغری بود که گفته می‌شد چربی‌ها را قطعه قطعه می‌کند و از راه ادرار دفع می‌کند.
به نظرم این موضوع عجیب آمد، به خاطر همین تحقیقات گسترده‌ای کردم و متوجه شدم که شاید درصد خیلی کمی از این چربی‌ها به این صورت از بین بروند اما بقیه آن‌ها در مناطقی مانند دیواره رگ‌ها، دور قلب، دور کبد و. . . نفوذ می‌کنند یعنی به جای اینکه از بین بروند در مناطق مختلف بدن پخش می‌شوند!
ترسیدم مانند پدرم به بیماری‌های قلبی دچار شوم، به همین خاطر تصمیم گرفتم به جای اینکه سطحی و سریع لاغر شوم، آنهم به قیمت از دست دادن سلامتیم، در مدت طولانی‌تری با برنامه‌ای صحیح وزنم را کم کنم و همهٔ چربی‌های اضافه‌ام را از بین ببرم.
همون چربی‌هایی که امکان داره یه روز باعث مرگ من هم بشوند!

اسکرول به بالا