لاغری بدون رژیم

معجزه کام

هفته گذشته که با سیبیتا آشنا شدم، در اولین قدم تکنیک کام را آموختم.
وقتی کام را تجربه کردم لذت بخش‌ترین وعده‌های غذایی را همراه با بهترین احساسات کسب کردم. کام خوردن مرا با غذاهایی که می‌خوردم دوست و رفیق نمود، با نانی که خوردم ارتباط برقرارکردم، رنج و عشق کشاورزی که بذر آن را کاشته بود، روز‌ها وقت گذاشته بود تا به بار بنشیند، محصول را درو کند و به بازار بفرستد تا به دست نانوا برسد، در تنور برود و در آخر به دست من برسد.
رنج و عشق و آرزوهای هموطنانم را در لحظات آرامش‌بخش کام حس می‌کردم و جالب‌ترین حس‌ام این بود که در طول روز دیگر احساس گرسنگی نداشتم! تمام وجودم از نانی که با آرامی و با آگاهی خورده بودم پر و سیراب بود، زمانی که ذرات سیبی را می‌خوردم در وجودم به بذرهای بالنده‌ایی تبدیل می‌شد که در حال رشد بود و رشد هر ذره‌ای که می‌خوردم را در وجودم حس می‌کردم.
هفته لذت بخشی را با کام گذراندم، یک معجزه بود برای من.

خانم ن م

یک شروع سیبیتایی

– امروز غذا خوردنم با روزهای دیگه فرق کرده. داشتم به این فکر می‌کردم که دیگه دغدغۀ این بخور اون نخور ندارم 🙂 احساس خوبی دارم.
– امروز جایی دعوت بودم. اتفاقاً سفره خیلی رنگینی پهن بود. اما با برنامه‎‌ای که از سیبیتا یاد گرفتم خیلی با لذت و بدون ناراحتی غذا خوردم. احساسم عالی بود چون اصلاً حس سنگین بودن را نداشتم.
– شام را با فکر این که چقدر پیش‌تر از این در خوردن غذا عجله می‌کردم شروع کردم. چون همسرم که همیشه به من تذکر می‌داد آرام غذا بخورم امروز خیلی سریع‌تر از من غذایش را خورد. احساسم باز آرام بود، بدون تفکر این که چرا شام خوردم و عذاب وجدان نداشتم.
– امروز در موقع خوردن غذا خیلی فکر آسوده‌ای داشتم و با حوصله غذا خوردم. احساس سبکی دارم.
– امروز مرغ و بادمجان با غوره داشتم. غذای مورد علاقه‌ام. با روش کام نصف همیشه غذا خوردم. احساسم این بود که طعم غذا و موادی که می‌خورم را به‌خوبی می‌فهمم.
این‌ها قسمت‌هایی از یادداشت‌های هفته اول خانم «س ب» مراجع سیبیتاست. ایشان در این هفته کاهش وزن خیلی خوبی هم داشتند.

 

لذت خوردن یک سیب با طعم و عطر و بوی جدید! باورتان می‌شود؟

در هفته اول برنامه‌های آموزشی سیبیتا بودم که برای خوردن صبحانه یک عدد سیب را انتخاب کردم، چون فرصتی نداشتم و می‌خواستم عادت خوردن صبحانه را در خودم زنده کنم. یک سیب قرمز، متوسط، خوشبو. سیب را گاز زدم و شروع به جمع کردن وسایلم نمودم تا راهی محیط کارم شوم. یک دفعه یاد کام خوردن افتادم. تصمیم گرفتن بنشینم روی صندلی. وسایلم را به کناری گذاشتم و یک گاز کوچک به سیب زدم، اول با طرف راست دهانم و بعد با طرف چپ، آرام آرام شروع به جویدن کردم… خدای من باور کردنی نبود، خیلی شیرین بود. از شیرینی سیب کل دهانم پر شد و لبخند زدم. “من مزه شیرین و شیرینی را خیلی دوست دارم!” تصمیم گرفتم گاز بعدی را کوچک‌تر و آرام‌تر شروع کنم. عالی بود. پوست سیب، خود سیب و آب شیرین آن که به من لذت فراوانی داد. تا حالا سیبی به این خوشمزگی نخورده بودم یا به عبارتی اصلا سیب نخورده بودم. اول از خداوند به خاطر آفرینش سیب سپاسگزاری کردم، بعد متوجه شدم دندان‌ها و اجزای دهانم به خاطر انتخاب این سیب خوشمزه از من متشکر هستند. مری و معده و سلول‌هایم شاد بودند! ناخودآگاه لبخند زدم و همچنان به خوردن ادامه دادم. وقتی رو به اتمام شد باورم نمی‌شد که فقط یک دانه سیب خورده‌ام. احساس خوردن دو تا سیب داشتم و از این که سیب خوشمزه‌ای انتخاب کردم و یک وقت خوردن کافی و جای خوب و آرامی را برای خوردن آن در نظر گرفتم از خودم سپاسگزار بودم. ناخودآگاه لبخند می‌زدم و شروع به حرکت کردم. باورتان نمی‌شود دائماً لبخند می‌زدم و توی خیابان رضایت از چهره‌ام پیدا که هیچ، هویدا بود.

خانم ه ن

سیب بزرگ!

همیشه بزرگ‌ترین سیب رو انتخاب می‌کردم و گازهای بزرگ می‌زدم، وقتی سیب من تمام می‌شد به نظرم سیب کوچکی بود! ولی وقتی کام خوردن را تجربه کردم سیب را که می‌خوردم اگر کوچک هم بود با گازهای کوچک کوچک، آرام آرام، مزه مزه، احساس می‌کردم که من چه سیب بزرگی خوردم و چقدر لذت بردم!

خانم ز الف

همه چیز به صورت کام!

کام، بهترین تجربه من در سیبیتاست!
با رعایت کام، ذهنم آروم شده و کام رو نه تنها تو غذا خوردن بلکه تو زندگی روزمره، درس خوندن، رانندگی کردن و… رعایت می‌کنم. هیچ عجله‌ای برای انجام هیچ کاری ندارم چون لقمه‌هام و درس‌هام و کارهام رو کوچک کوچک و آرام آرام انجام می‌دم و لذت می‌برم.

خانم پ الف

 

قصۀ من و نان سنگک عزیزم

من قبلا هیچ‌وقت از مزه نان سنگک لذت نمی‌بردم و همیشه به اجبار به خاطر داشتن سبوس اونو می‌خوردم. اگر هم در وعده غذایی که داشتیم فقط نان سنگک بود، من از مواد غذایی بیشتری در کنارش استفاده می‌کردم که مزه‌ نان‌ رو متوجه نشم و سریع قورتش می‌دادم!
یک شب که می‌خواستم کام خوردن رو تجربه کنم سالاد الویه داشتیم به همراه نان سنگک و من اصلا حواسم نبود که نان سنگک رو دوست ندارم!
یه لقمه کوچک ورداشتم و کام خوردم و در همین حین. . . یه مزه جدید رو حس کردم! جالب بود واسم می‌خواستم دوباره اون مزه رو تجربه کنم پس یه لقمه دیگه هم ورداشتم و اون مزه جدید دوباره تکرار شد! اون لحظه فهمیدم چقدر نان سنگک خوشمزس و من نمی‌دونستم!
واقعا تجربه فوق‌العاده‌ای بود. اونقدر عالی بود که من چند تکه نان رو بدون هیچ غذایی در کنارش خوردم.
یه حس جدید داشتم، یه طعم جدید داشت لقمه من.
از اون موقعه به بعد نان سنگک شد نان مورد علاقه من! و من واقعا دوستش دارم و از خوردنش لذت می‌برم.
خدایا ممنونم که نعمت‌های مختلفی رو به ما دادی تا ما تجربه‌های خوب و لذت‌بخش داشته باشیم.

مشاور سیبیتا

راز لاغری بیشترین مصرف کننده‌های شکلات

نکته جالبی در مورد مردم سوئیس گفته می‌شود که شاید تا به‌حال نشنیده باشید.
آن‌ها از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان شکلات در جهان هستند. هر فرد سوئیسی بیشتر از ده کیلو شکلات در سال می‌خورد! با این وجود آن‌ها در بین چاق‌ترین مردم دنیا قرار نگرفته‌اند! چرا؟ به خاطر اینکه بیش از نیمی از رفت و آمد‌های آن‌هابا پای پیاده یا با دوچرخه است.
پیاده روی یکی از بخش‌های اصلی زندگی ماست.
از همین حالا یک پیاده‌روی معقول و آرام، نه اینکه خیلی به خودتان فشار بیاورید را وارد برنامه‌تان کنید.

لازانیا

معمولا برای غذاهایی مثل لازانیا سه قاچ متوسط را در یک وعده می‌خوردم. جالب است که با استفاده از روش سیبیتا موفق شدم با سیری و لذت بردن از غذا، حجم لازانیا را به یک قاچ و یک چهارم برسانم که تجربه بسیار جالب و دور از ذهنی بود. روش پیشنهادی بسیار موثر و جالب است.

آقای م ش

عشق

یه بعد از ظهر من ناهار سالاد و شیر خوردم. اون روز سر میز ناهار توی شرکت بچه‌ها با تعجب منو نگاه می‌کردن و می‌گفتن انگار داره چلوکباب می‌خوره. آخه سالاد واقعاً خوشمزه و بدون نقص بود. مامان برام درست کرده بود. اون با عشق اونو درست کرده بود و من اینو احساس می‌کردم. بعد یک لیوان شیر رو خوردم. بچه‌ها می‌خندیدن و می‌گفتن نی‌نی حالت خوبه؟ آخه من بعد از خوردن سالاد ناخودآگاه گفتم مامان دستت درد نکنه و لیوان شیرم رو سر کشیدم.

خانم ک پ

آداب درست خوردن

این برنامه آداب درست خوردن را به من آموزش داد. حالا به عنوان رژیم به این برنامه نگاه نمی‌کنم بلکه آداب درست خوردن و نوشیدن را یاد گرفتم و به این رویه علاقه‌مندم و فکر نمی‌کنم این روشها را هیچ‌وقت فراموش کنم.

خانم م ال

اسکرول به بالا