خوردن احساسی

تغییر فکر تغییر زندگی

من خیلی وقت‌ها سعی می‌کردم با خوردن خوشحال باشم ولی حالا با سیبیتا دیگه اینطوری نیستم. ضمناً خوبه بدونید که من به دلیل ناراحتی‌های زیادی که توی زندگی داشتم، مرگ عزیزان مثل پدر، برادر و خواهر در تصادف و جوانمرگ شدن اونها خیلی صدمه روحی خوردم و حدود چهار سال بود که حتی ساده‌ترین کارهای خودم رو کسی برام انجام می‌داد ولی الان با سیبیتا انرژی‌ام زیاد شده و همه کارهام رو خودم می‌کنم و از این موضوع خیلی خوشحالم و حس خوبی دارم و با این که این ماه دو کیلو وزن کم کردم ولی خیلی خوشحال‌تر از زمانی هستم که در هفته سه کیلو وزن کم کردم چون فکرم عوض شده و زندگی‌ام داره کم‌کم عوض می‌شه.

پروانه سیبیتایی

خشم و پرخوری عصبی

اگر از کسی خشمگین هستید به جای قورت دادن خشمتان با غذا، دفترچه‌ای بردارید و در آن توضیح دهید از چه چیزهایی درباره دیگران رنجش به دل دارید. اگر بتوانید واقع‌بین باشید، می‌بینید که آنچه آزارتان می‌دهد، در واقع قضاوتی است درباره این که دیگران چگونه باید رفتار کنند. این قضاوت‌ها همان منیت‌های خودمان هستند که متقاعدمان می‌کند جهان باید اصول و معیارهایش را کنار بگذارد و خودش را با ما تطبیق دهد.
به جای توجه به خطاهای دیگران، مهربانی‌هایشان را کانون توجه قرار دهید. وقتی به خصایل و صفات نیکوی دیگران توجه کنید و آنها را به خاطر بسپارید، تحت تاثیر همان‌ها در موردشان دست به عمل می‌زنید.
فراموش نکنید که برای یک مقصود در دنیا حضور داریم: عشق بخشیدن و عشق ستاندن.

مشاور سیبیتا

غذای روح

من قبل از این که به این کلینیک مراجعه کنم و کاهش وزن سالم را تجربه کنم، اهل پرخوری عصبی بودم و هیجانات و احساساتم را با خوردن جبران می‌کردم، اما اکنون پس از راهنمایی‌های کارشناسان سیبیتا و آشنا کردن من با برخی کتب جذاب در زمینه روانشناسی و کاهش وزن، به سوی جاده دیگری کشیده شده‌ام که این جاده بر خلاف پرخوری عصبی، از کتاب خواندن در زمان فوران هیجانات و احساسات خبر می‌دهد. من اکنون به جرأت می‌توانم بیان کنم که مشتاق هستم هر چه زودتر وارد منزل شوم و کتاب بخوانم، ‌نه این که غذای داخل یخچال را تمام کنم و از این بابت بسیار خرسند و مسرورم.

سحر سیبیتایی

اینجا جاش نیست

نوشتن آنچه می‌خوریم نشان می‌دهد چه چیزهایی را باید تغییر دهیم در واقع به ما کمک می‌کند تا نگاه جامع‌تری روی عادت‌های غذایی خود داشته باشیم و بهتر فرق بین گرسنگی عاطفی و گرسنگی جسمی رو تشخیص بدهیم و آگاهانه‌تر سمت غذا برویم.
وقتی داخل اتاق شدند و دفترچه یادداشت‌های روزانه رو دستم دادند خیلی خوشحال بودند انگار که کشف بزرگی کرده باشند! کنجکاو بودم هر چه سریع‌تر با این کشف جدید آشنا بشم که خودشون توضیح دادند و گفتند من اصلا نمی‌دونستم که اینقدر سمت یخچال و کابینتی که محل تنقلاته میرم! مثلا دارم جاروبرقی می‌کشم یا با تلفن حرف می‌زنم یا کارهای دیگه ولی بدون این که حواسم باشه می‌دیدم نزدیک یخچالم و طبق عادت می‌خوام چیزی بخورم بدون اینکه نیازی داشته باشم!
از وقتی این موضوع رو کشف کردم یه برچسب بزرگ روی در یخچال و کابینت زدم که “اینجا جاش نیست دنبال چی می‌گردی”.
از این بابت خیلی خوشحال بودند.

کارشناس تغذیه سیبیتا

اسکرول به بالا