حال خوب

این بار با تفکر بیشتری به آموزه‌های سیبیتا دقّت کردم:
کام خوردم: چون از آن لذّت بردم و به مرور زمان کم خوردن حاصل شد.
آب خوردم: چون از قطره قطره آن روشنایی و زلالی و پاکی و آرامش به وجودم منتقل شد.
درجه سیری گویی به من می‌گفت که تا چه زمانی صدای غذا‌ها را می‌توانم واضح بشنوم.
تحرک و پیاده‌روی، حس پویایی وفعالیت زیاد را در من زنده کرد و با تمامی این راهکار‌ها احساس می‌کنم قدر زندگیم را بیشتر می‌دانم ودارم از آن لذت بیشتری می‌برم.

نیلوفر سیبیتایی

تغییر فکر تغییر زندگی

من خیلی وقت‌ها سعی می‌کردم با خوردن خوشحال باشم ولی حالا با سیبیتا دیگه اینطوری نیستم. ضمناً خوبه بدونید که من به دلیل ناراحتی‌های زیادی که توی زندگی داشتم، مرگ عزیزان مثل پدر، برادر و خواهر در تصادف و جوانمرگ شدن اونها خیلی صدمه روحی خوردم و حدود چهار سال بود که حتی ساده‌ترین کارهای خودم رو کسی برام انجام می‌داد ولی الان با سیبیتا انرژی‌ام زیاد شده و همه کارهام رو خودم می‌کنم و از این موضوع خیلی خوشحالم و حس خوبی دارم و با این که این ماه دو کیلو وزن کم کردم ولی خیلی خوشحال‌تر از زمانی هستم که در هفته سه کیلو وزن کم کردم چون فکرم عوض شده و زندگی‌ام داره کم‌کم عوض می‌شه.

پروانه سیبیتایی

برنامه لاغری و اعتماد به نفس

از زمان آشناییم با برنامه لاغری سیبیتا اهداف بهتری برای خودم تعریف کرده‌ام و آموزش‌های سیبیتا برای من فقط در جنبه غذا خوردن نبوده است. احساس اعتماد به نفس مرا بیشتر کرده است و به خودباوری بیشتری رسیده‌ام.

بتول سیبیتایی

احترام به خود و خودگویی مثبت

به کار بردن عبارات تاکیدی و مهربان بودن با خود و در نتیجه احترام قائل شدن برای خود، حس خاص و متفاوتی را در انسان ایجاد می‌کند. حقیقتا فراموش کرده بودم که باید خود را دوست بدارم، شاد باشم و به خود احترام بگذارم. همیشه سخت‌ترین حالت‌ها را به خاطر راحتی دیگران، عزیزان، همکاران و همه و همه بر خود تقبل کرده‌ام، بدون این که حتی از خود بابت این مساله تشکر کنم. جالب است که واقعا با توجه و تشکر از خود احساس خستگی و افسردگی آدم کمتر می‌شود.
عبارات تاکیدی مثبت هم تاثیر این حس بهتر را بیشتر و بیشتر می‌کند.

ناهید سیبیتایی

لاغری و سبکبالی

می‌خواهم از لاغری بگویم و رژیم غذایی، اولش سخت به نظر می‌رسد ولی بعد، از سختی آن کاسته می‌شود و به آرامش درونی می‌رسی، سبک می‌شوی مثل پرندگان سبکبال که پر می‌کشند به آسمان لایتناهی خداوند، این آسمان نیلگون نقره‌فام. من خیلی راضی‌ام چون احساس می‌کنم تغییر و تحولی جدی در زندگی من روی داده است، دارم به وزن ایده‌آل خود می‌رسم. دیگر نگاه‌ها با تعجب نیست بلکه از روی محبت و علاقه است. اگر قبلاً می‌گفتند چاق شده‌ای این چه قیافه‌ای است؟ حال می‌‌گویند چه اندام مناسبی! از سیبیتا ممنونم به خاطر قرار دادن راه درست و صحیح جلوی پای من.

مریم سیبیتایی

هفت تجربه از برنامه لاغری سیبیتا

من بعد از سه هفته که وارد کلینیک لاغری سیبیتا شده‌ام احساس خیلی خوبی دارم و این شاید مهم‌ترین و کامل‌ترین جمله‌ای باشد که می‌توانم در مورد آشناییم با این مرکز بگویم، حال پس از گذشت سه هفته به چند چیز خیلی مهم که شاید قبلا آن‌ها را می‌دیدم ولی درک نمی‌کردم پی برده‌ام که در اینجا می‌خواهم به چند مورد از آن‌ها به صورت فهرست‌وار اشاره کنم تا شاید کمکی باشد برای خودم و دوستانی که در این راه قدم نهاده‌اند:
یک- پی بردم که به درستی آب مایه حیات است، حالا خیلی بیشتر از گذشته آب را دوست دارم و به چشم یک موهبت بزرگ الهی به آن می‌نگرم.
دو- پی بردم که تمام مراحل زندگی ما نتیجه طرز تفکر و دیدگاه ما از زندگی است و می‌توان همانطوری که اندیشه کرد زندگی هم کرد.
سه- دانستم که وزن اضافه من به خاطر عادت‌های نادرستی است که در طی زمان‌های گذشته، ناخواسته و نادانسته به من منتقل گشته است و به طور حتم قابل تغییر می‌باشد.
چهار- حال به طور صد در صد می‌توانم بگویم همچنانکه هر کتابی برای خواندن مناسب نیست، هر غذایی هم برای سلامتی مناسب نیست و به راحتی می‌توانم بگویم که مزه و طعم خیار را بیشتر از موز (که میوه محبوب من بود) دوست دارم.
پنج- من عادت داشتم استرس و تنهایی‌ام را با خوردن (مخصوصاً خوردن چیزهایی که به سلامتیم آسیب می‌رساند) بگذرانم ولی هم اکنون در صورت داشتن استرس و تنهایی دیگه به خوردن فکر نمی‌کنم بلکه سعی می‌کنم به تغذیه روحم بیشتر فکر کنم.
شش- هر گاه می‌خواهم برای خودم لباسی انتخاب کنم با اطمینان صد در صد، آن را با یک یا دو سایز کوچک‌تر انتخاب می‌کنم و مطمئن هستم که بعد از مدتی کوتاه آن را خواهم پوشید.
هفت- و در نهایت احساس خوبی از بودن خودم دارم، احساسی که خیلی وقت‌ها نداشتم.

سمیه سیبیتایی

من حق انتخاب دارم

احساس خوبی دارم از این که سیبیتا آنقدر روی زندگی آدما تأثیرگذاره و می‌تونه روی تمام جنبه‌های زندگیشون تأثیر مثبت ایجاد کنه.
امروز خانم س یکی از مراجعین کلینیک می‌گفتند: “از وقتی با سیبیتا آشنا شدم، واقعاً زندگیم عوض شده و تازه فهمیدم که باید در زندگی‌ام انتخاب کنم.”
آنقدر با هیجان این حرف رو می‌زدند که وجودم پر از شادی شد.
گفتند: “حالا روی همه چیز، حتی روی نحوه غذاخوردن اطرافیانم، حساس‌تر شده‌ام و دائم دلم می‌خواد با اصلاح عاداتشون به آنها کمک کنم. چون خودم از تغییر عاداتم نتیجه‌ عالی گرفتم و اساساً فکر می‌کنم آدم دیگری شدم.”
کم نیست تعداد افرادی که این حرف رو می‌زنند و من خوشحالم که سیبیتا داره همه‌گیر می‌شه!

مشاور سیبیتا

ستاره‌های جادویی سیبیتا

یادمه یکی از مراجعه‌کننده‌های پر شوق ما که خیلی خوشحال بودند از این که تونسته بودند بدون سختی کشیدن و با آرامش وزن کم کنند پیشم اومدند و توی مشاوره‌ای که هر جلسه صورت می‌گیره از من به عنوان جایزه و تشویق ستاره خواستند! مدتی بود دلمون می‌خواست احساسمون رو وقتی که خوشحالی رو توی صورت مراجعه کننده‌ها می‌دیدیم با یه چیزی نشون بدیم و چی بهتر از برچسب ستاره که به قول یکی از مراجعه کننده‌های گلمون، ستاره‌های جادویی! از اون روز توی دفترچه‌ یادداشت‌های روزانه ستاره می چسبونیم و شاهد خیلی اتفاقات قشنگ هستیم! به طوری که خانوم مسنی وقتی ستاره گرفتند خیلی خوشحال شدند و گفتند من توی دوران بچگیم آرزو داشتم جایزه بگیرم و تشویق بشم اما همیشه جام ته کلاس بود و حالا خیلی خوشحالم که با این سن و بعد از مدتها دارم تشویق میشم و ستاره می‌گیرم!
خوشحالم که می بینم سیبیتا جاییه که می‌شه احساس راحتی کرد و راحت خوشحال شد و آرزوها رو نقاشی کرد و به اهداف رسید.

کارشناس تغذیه سیبیتا

حقیقی است! بیا صبحانه‌ات را بخور!

“بعد از رژیم‌های مختلف و سیزده سال گرسنگی کشیدن و رنج کشیدن وقتی در بین تبلیغات روزنامه، آگهی شما را دیدم، ترکیب و طرز نگارش آن، مرا به خودش جذب کرد. فکری در وجودم نهیب می‌زد، که این هم مثل بقیه است. اما اعتنایی نکردم، گوشی را برداشتم و شماره را گرفتم.
پشت تلفن خانمی که با من صحبت کرد، اجازه داد تمام عقده‌هایی که از رژیم داشتم، پیش او بازگو کنم. اجازه داد تمام دق و دلی‌هایم را نسبت به رژیم به او بگویم.
سبک شدم، واقعا سبک. او کاملا مرا درک می‌کرد و گفت این دفعه راه درست، آسان و با لذت، وزن کم کردن را به شما یاد می‌دهیم. این اطمینان او مرا به شوق آورد و تعیین وقت کردم. با اینکه خانه‌ام نزدیک کلینیک بود، اما چند ساعتی زودتر حاضر شدم که مبادا دیر برسم.
وقتی وارد کلینیک شدم، صمیمیت و مهربانی بود که موج می‌زد، تمام پرسنل شاد و سرحال. انرژی آنها مرا هم گرفت.
با اطمینان برنامه مناسبم را انتخاب کردم.
روز اول آشنایی من با سیبیتا:
به یُمن ورود سیبیتا به زندگی‌ام صبح زود از خواب بیدار شدم (من که تا لنگ ظهر می‌خوابیدم) و رفتم نان تازه خریدم. میز صبحانه را به زیبایی تمام چیدم. چند شاخه گلی را هم که در مسیر خریده بودم، روی میز گذاشتم. پنجره‌ها را باز کردم، پرده‌ها را کنار کشیدم، شروع به خواندن نامه روزانه‌ام کردم تا افراد خانواده هم بیدار شوند.
باورم نمی شد! چه مزه‌ای داد خواندن نامه روزانه، در کنار سفره رنگارنگ صبحانه، با عطر گل‌ها و نسیم بهاری!
جواب نامه‌ام را که دادم، خانواده‌ام هم تازه از خواب بیدار شدند. همسرم فکر می‌کرد، خواب می‌بیند.
یک میز صبحانه رویایی! ولی من گفتم: “حقیقی است، بیا صبحانه‌ات را بخور!”

کارشناس تغذیه سیبیتا

سبکی جسم و روح

مهمترین کار سیبیتا کار بر روی انگیزه و روحیه آدمهاست. برام خیلی جالبه که گاهی وقتها مراجعینمون با حالت روحی بدی میان اما در نهایت با لبخند از اینجا خارج میشن. خوشحالم که با گروهی پر از انرژی مثبت کار می‌کنم. وقتی همه افراد یک مجموعه بتونند خوب فکر کنند، این انرژی به کل مجموعه و در نهایت به تک‌تک مراجعین منتقل میشه.
کاش ما آدما یاد بگیریم هر وقت مشکلی پیش میاد با آرامش خاطر بگیم “این هم می‌گذرد” و واقعاً هم می‌گذره و یه روزی به یه خاطره و یه تجربه تبدیل میشه.
سیبیتا در کنار سبکی جسم، واقعاً به آرامش روح آدما کمک می‌کنه.

کارشناس تغذیه سیبیتا

اسکرول به بالا