حال خوب

لقمه‌های مادرم

بچه که بودم مادرم با مهربانی لقمه‌های کوچکی برایم درست می‌کرد و توی بشقاب می‌گذاشت. وقتی خودم برای خودم لقمه‌های کوچک درست کردم خیلی برایم جالب بود. این موضوع که چقدر به خودم فکر کردم و با خودم مهربان بودم که لقمه‌های کوچکی آماده کردم و اینطوری همان عشق و محبت مادرم را حس کردم.

خانم ل ب

الگوی غذا خوردن

من یک و نیم ماه پیش که به اینجا آمدم خیلی افسرده و ناراحت بودم و خیلی هم ناامید و فکر می‌کردم که هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند به من کمک کند ولی بعد از یک و نیم ماه درهای زیادی برایم باز شده اولاً این که خودم را خیلی دوست دارم چون یک روزی از این که جلوی آینه خودم رو ببینم بدم می‌اومد ولی الآن عاشق خودم هستم و طرز غذا خوردنم هم خیلی تغییر کرده و بیشتر از غذایی که می‌خورم لذت می‌برم خیلی شادم و روحیه خوبی دارم و در عرض این مدت پنج کیلو هم لاغر شدم و برای رسیدن به هدفهایم لحظه‌شماری می‌کنم. حالا همه اطرافیانم از غذا خوردن من الگو برمی‌دارند.

خانم ن ط

شادی

من یک زن افسرده بودم که با دارو شادی را تجربه می‌کردم. دوره داروهایم تمام شد و من با سیبیتا آشنا شدم. سه هفته پیش وقتی به مطب دکترم که از قبل مقرر شده بود رفتم در مقابل احوالپرسی او پاسخم این بود: من امروز آنقدر خوشحالم و این روزها شادی را تجربه می‌کنم که در سال گذشته داروها به من می‌دادند. و حالا به شما می‌گویم که این شادی و امید از تغییراتی است که سیبیتا موجبش بود. تغییراتی که حالا امروز مال من است و نه یک چیز خارجی از بیرون. امروز برای من در سیبیتا کاهش وزن هدف دوم است. من شادم و با امید و شادی زندگی خواهم کرد.

خانم س ج

هدیه

دادن بدون ستاندن را تمرین کنید. به طور نا‌شناس هدیه بفرستید. در انجام وظایف دیگران کمک حالشان باشید. احساس آرامش و رضایت خاطر پاداش شماست. حتی می‌توانید آموخته‌های خود از سیبیتا را برای داشتن زندگی بهتر به دیگران هدیه کنید.

کارشناس تغذیه سیبیتا

دیگه ترازو برام مهم نیست!

یکی از جملاتی که زیاد از مراجعینمون می‌شنوم و هر بار شنیدنش شادی‌ام را چندین برابر می‌کند این است که می‌گویند: «دیگه ترازو برام مهم نیست! قبلاً همیشه احساسم را ترازو با اعدادش تعیین می‌کرد اما حالا دیگه ترازو برام مهم نیست! احساس خیلی بهتری نسبت به خودم دارم و شادابی و نشاطم نسبت به قبل خیلی بیشتر شده. »
خیلی وقت‌ها می‌شه فکر می‌کنیم برای لاغر شدن لازمه یه مسیر تکراری رو طی کنیم! کم بخوریم، کالری‌شمار شویم، سخت ورزش کنیم، مراقب باید‌ها و نباید‌ها باشیم و سرآخر هر روز خودمان را با ترازو اندازه‌گیری کنیم و ببینیم نتیجه چگونه بوده! اینجوری میشه که بعد از یه مدتی احساس خستگی و دلسردی می‌کنیم چون یادمون میره که قراره از مسیرمان لذت ببریم. . .
برای لاغر شدن مسیر بهتری هم وجود داره! مسیری که پر از تازگی است و تازگی‌هاش تمومی نداره، چرا؟ چون این مسیر به سمت خودمونه! برای اینکه به لاغری همیشگی برسیم لازمه قبل از هر چیزی صدای خودمون رو به خوبی بشنویم و به درستی پاسخ دهیم و به چیزهایی توجه کنیم که شاید قبلاً خیلی بهشون توجه نکردیم. . .
وقتی بدانیم چگونه خوشحال می‌شویم، چگونه می‌توانیم نیاز‌هایمان اعم از گرسنگی جسمی و یا حتی گرسنگی روحی را به درستی تشخیص و پاسخ دهیم، چگونه با غذا‌ها دوست شویم و طعم واقعی آن‌ها را درک کنیم، چگونه خودمان را ببینیم و دوست بداریم، چگونه به نگرانی‌هایمان گوش دهیم و آن‌ها را مدیریت کنیم، چگونه با لذت و نه با اجبار ورزش کنیم و. . . آن وقت احساس می‌کنیم دیگر در مقابل ما ترازو و یا لیست کالری‌ها و یا یک مسیر سخت و تکراری نیست بلکه مسیری تازه و بی‌انتها یعنی مسیری به سمت خودمان قرار دارد، خودی که با شناخت عاداتش و درک و پاسخ صحیح دادن به نیاز‌ها و خواسته‌هایش می‌توانیم برای همیشه هم به لاغری و سلامتی برسیم هم به شادابی و آرامش.

کارشناس تغذیه سیبیتا

حال خوب

– می‌خواهم ۶۵ کیلوگرم باشم.
– چرا؟
آیا می‌خواهید شخص دیگری را خشنود کنید یعنی اولویتتان شخص دیگری است نه خودتان؟
اگر توانستید درک کنید که مسئله فقط وزن نیست، بلکه احساسی‌ست که در کنار آن به دست می‌آورید بنابراین برای رسیدن به احساس خوب هم برنامه‌ریزی کنید و فقط روی برنامه غذایی تنها حساب نکنید، چون نمی‌خواهید فقط وزن کم کنید بلکه می‌خواهید به آن حال خوب هم برسید.

کارشناس تغذیه سیبیتا

محک

امروز خیلی خیلی خوشحال شدم چون تونستم ده درصد وزنم را کم کنم. این یه خبر عالی بود ولی فقط این نیست بلکه من هفته گذشته مسافرت بودم و این یک محکی بود که فهمیدم نه تنها وزن و سایز کم می‌کنم بلکه کلی عادات خوب برایم عادت شده و زیاد نیازی نیست که خودمو کنترل کنم، مثل آهسته و با توجه خوردن و نیمه‌سیر بودن، مثل آب خوردن و استفاده از لبنیات کم‌چرب، خوردن میوه که واقعاً نیاز بدنم می‌دونم و البته از همه اینها مهمتر دید مثبت به همه چیز مخصوصاً به اهدافم که حتماً به آنها خواهم رسید.

خانم ب س

مِنوی غذای روح!

در سیبیتا رسم بر این است: یک بشقاب غذا برای جسم و یک بشقاب غذا برای روح!
به راستی غذای روح چیست؟ فکر کنید اگر شما آشپزی بودید که منوی غذاهای روح را تهیه و حاضر می‌کردید چه چیزی برای روحتان در نظر می‌گرفتید؟ به نظرتان چه چیزی روح و روانتان را غنی‌تر می‌کند؟ آیا به این موضوع فکر کرده‌ایم که غذای روحی مورد علاقه‌مان چیست؟ چه چیز ما را شاد و آرام می‌کند؟
بهتر است از امروز در کنار وعده‌های غذایی خود، وعده‌هایی را نیز برای روحمان در نظر بگیریم! (من تمام وعده‌ها و میان‌وعده‌ها را می‌گویم اما بین خودمان باشد یک وعده هم شروع خوبی است!)
مثلا منویی را برای خود در نظر بگیریم؛ برای صبحانه یک پرس شعر یا دعای مورد علاقه، به عنوان میان‌وعده صبح یک لبخند جلوی آینه، برای نهار یک پرس شکرگزاری، برای میان‌وعده عصر یک دوستت دارم به خودمان و عزیزانمان، برای شام یک پرس موسیقی آرام و برای آخر شب مطالعه کتاب مورد علاقه!
البته یادمان باشد غذای روحی نیز لازم است به خوبی درک شود تا تمام وجودمان را سرشار کند!
حالا دیگر وقتش است که منوی مورد علاقه خود را تهیه و روحتان را تغذیه کنید.
ضمناً می‌توانید به صفحه لینکخانه در سایت سیبیتا نیز مراجعه کرده و غذای روحی دلخواهتان را بیابید.

کارشناس تغذیه سیبیتا

صلح با خود

آیا می‌دانید که کمتر از یک درصد خانم‌های جهان از نظر اندام شرایط مدل بودن را دارند؟ با این حال، بعضی از اشخاص که اضافه‌وزن دارند خودشان را با عکس مدل‌ها که احتمالاً سوءتغذیه دارند، مقایسه می‌کنند و احساس ناشایستگی به آن‌ها دست می‌دهد.
اگر می‌خواهید هیکلتان را تغییر دهید، بهتر است با هیکل فعلی خود در صلح و سازش باشید و با آن از در جنگ درنیایید. در اصل هرچه بیشتر هیکل فعلی خود را بپذیرید، هیکل جدید را با زحمت کمتری به دست خواهید آورید!

کارشناس تغذیه سیبیتا

دستاوردهای یک سیبیتایی

هشت جلسه سیبیتایی سپری شد. من با شرایط متفاوت وارد برنامه سیبیتا شدم. به خاطر جراحی و تعویض مفصل زانو و بیماری رماتیسم مفصلی محدودیت حرکتی در انجام پیاده‌روی و فعالیت های ورزشی داشتم. مهمترین دستاورد سیبیتا برای من افزایش تحرک بود. من روز اولی که اینجا اومدم با ۵ دقیقه پیاده‌روی احساس تنگی نفس و تپش قلب می‌کردم و چون این تصور کلیشه ذهنم شده بود که من نمی‌توانم پیاده روی و ورزش کنم، اصلا سمت ورزش نمی‌رفتم.
سیبیتا این محدودیت ذهنی من را شکست و دیدم که می‌توانم روزی ۳۰ دقیقه پیاده‌روی کنم.
حال خوب و آرامش درونی الانم از دستاوردهای سیبیتا است. من نسبت به دوران قبل از سیبیتا آرامش روانی بیشتری پیدا کردم.

دوست عزیز سیبیتایی

اسکرول به بالا