لاغری

تجربه سبک درست زندگی

امروز هشتمین جلسه سیبیتا را به اتمام رساندم، موفقیتم بسیار خوب بود. در این هشت جلسه ۶ کیلوگرم کم کردم. ولی مهم‌تر از این کاهش وزن، یادگیری روش صحیح زندگی یا‌‌ همان سبک درست زندگی است.
در تمام جنبه‌های زندگی‌ام هدفمند شدم، می‌دانم که می‌توانم به تمام اهدافم برسم و مطمئن هستم در دوره بعدی به وزن مطلوبم خواهم رسید.
با تشکر بسیار از گروه سبییتا و جناب آقای دکتر ذاکر.
من واقعا خوشحالم که با این مرکز آشنا شدم. هدفی که برایم غیرقابل دسترس شده بود، در اینجا برایم امکان‌پذیر شد. زندگیم بسیار شاد‌تر و با انگیزه‌تر شده است.
بازهم سپاسگذارم.

خانم م ق

لذت خوردن یک سیب با طعم و عطر و بوی جدید! باورتان می‌شود؟

در هفته اول برنامه‌های آموزشی سیبیتا بودم که برای خوردن صبحانه یک عدد سیب را انتخاب کردم، چون فرصتی نداشتم و می‌خواستم عادت خوردن صبحانه را در خودم زنده کنم. یک سیب قرمز، متوسط، خوشبو. سیب را گاز زدم و شروع به جمع کردن وسایلم نمودم تا راهی محیط کارم شوم. یک دفعه یاد کام خوردن افتادم. تصمیم گرفتن بنشینم روی صندلی. وسایلم را به کناری گذاشتم و یک گاز کوچک به سیب زدم، اول با طرف راست دهانم و بعد با طرف چپ، آرام آرام شروع به جویدن کردم… خدای من باور کردنی نبود، خیلی شیرین بود. از شیرینی سیب کل دهانم پر شد و لبخند زدم. “من مزه شیرین و شیرینی را خیلی دوست دارم!” تصمیم گرفتم گاز بعدی را کوچک‌تر و آرام‌تر شروع کنم. عالی بود. پوست سیب، خود سیب و آب شیرین آن که به من لذت فراوانی داد. تا حالا سیبی به این خوشمزگی نخورده بودم یا به عبارتی اصلا سیب نخورده بودم. اول از خداوند به خاطر آفرینش سیب سپاسگزاری کردم، بعد متوجه شدم دندان‌ها و اجزای دهانم به خاطر انتخاب این سیب خوشمزه از من متشکر هستند. مری و معده و سلول‌هایم شاد بودند! ناخودآگاه لبخند زدم و همچنان به خوردن ادامه دادم. وقتی رو به اتمام شد باورم نمی‌شد که فقط یک دانه سیب خورده‌ام. احساس خوردن دو تا سیب داشتم و از این که سیب خوشمزه‌ای انتخاب کردم و یک وقت خوردن کافی و جای خوب و آرامی را برای خوردن آن در نظر گرفتم از خودم سپاسگزار بودم. ناخودآگاه لبخند می‌زدم و شروع به حرکت کردم. باورتان نمی‌شود دائماً لبخند می‌زدم و توی خیابان رضایت از چهره‌ام پیدا که هیچ، هویدا بود.

خانم ه ن

یک اسکوپ بستنی

حدود یک هفته قبل که دومین دوره برنامه سیبیتا را به تازگی شروع کرده بودم، به شدت هوس بستنی کرده بودم. حوالی ظهر بود و داشتم از محل کار به منزل برمی‌گشتم و از یک مغازه انار فروشی که محل خرید همشگی‌ام بوده و محصولات مختلف انار از جمله بستنی انار می‌فروشد درخواست بستنی انار کردم، فقط از آن‌‌ها خواستم به‌جای ۴ اسکوپ همیشگی ۲ اسکوپ برایم بگذارند. فکر می‌کردم با این روش مشکل اضافه خوری را هم برطرف می‌کنم.
وقتی ۲ اسکوپ بستنی همراه با کمی دانه انار یخ زده و کمی هم یخ در بهشت انار که برای تزیین کنار آن ریخته شده بود را به منزل آوردم، با خوشحالی و بدون احساس گناه شروع به خوردن کردم ولی به روش کام! با لذت و توجه به خوردن ادامه دادم، وقتی نصف بستنی‌ام را خوردم کاملا سیر و راضی شده بودم و بقیه بستنی‌ام یعنی یک اسکوپ باقی مانده را درفریزر گذاشتم.
بله من واقعا با خوردن یک اسکوپ بستنی سیر و راضی و شاد بودم در حالی‌ که تا یک ماه قبل حداقل ۳ تا ۴ اسکوپ می‌خوردم! هنوز هم باقیمانده بستنی‌ام در فریزر منتظر است! اما من نیازی به خوردن آن ندارم.

خانم س ن

میان‌وعده خوشمزه و متنوع

در میان‌وعده‌ها به جز میوه‌ها که مثال بارزی است از میان‌وعده‌ای که بیشتر مراجعین در برنامه‌هایشان دارند چه چیزهای دیگری هم می‌شود مصرف کرد؟
بازهم بشقاب سالم و ترکیباتش را به یاد بیاورید؛ نان و غلات، پروتئین، میوه‌ها، سبزیجات و لبنیات.
خب مثلا با میوه‌ها چه می‌شود کرد؟ به طور مثال می‌توانید ماست را با میوه‌ها ترکیب کنید، میوه‌ها را با شیر ترکیب کنید، گاهی وقت‌ها آن‌ها را کباب کنید یا بپزید و همراه دارچین استفاده کنید.
از ذرت بو داده که مربوط به گروه نان و غلات است استفاده کنید که به‌خاطر داشتن فیبر بالا قدرت سیرکنندگی زیادی دارد.
آجیل سویا این دانه معجره آسا را فراموش نکنید! قدرت سیرکنندگی بالایی دارد و مانع از پوکی استخوان می‌شود. علاوه برآن محصولاتی نظیر شیر، ماست و توفو هم از آن بدست می‌آید که می‌تواند برای کسانی که لبنیات را دوست ندارند مفید باشد.
خشکبار هم می‌تواند انتخاب خوبی باشد مخصوصا برای کسانی که کم‌خونی دارند، خشکباری مثل برگه آلو و زردآلو، آجیل خام مثل بادام و پسته می‌تواند انتخاب مناسبی باشد.
فراموش نکنید به میان‌وعده‌هایتان تنوع بدهید و از همه گروه‌های غذایی استفاده کنید، منظم خوردن را تمرین کنید تا بتوانید گرسنگی خود را در وعده‌های اصلی کنترل کنید.

کارشناس تغذیه سیبیتا

هیچ چیزی مانع نمی‌شود

من در گذشته تصور می‌کردم آنقدر مشغله من زیاد است، که فرصت ندارم ورزشی را انجام دهم و یا حتی پیاده‌روی کنم! اما مدتی است که پیاده‌روی به مدت یک ساعت جزئی از زندگی من شده، به طوریکه اگر یک روز به دلایلی نتوانم انجام دهم انگار یک چیزی را گم کرده‌ام!
برای ایجاد انگیزه بیشتر از خواهرم خواستم که با من همراه شود.
چیزی که برایم جالب است اینکه نه تنها وقت کم نمی‌آورم بلکه بهتر از گذشته توانسته‌ام برای زندگیم برنامه‌ریزی کنم و تقریبا به همهٔ کار‌هایم می‌رسم.

خانم الف ش

انتخاب درست

یکی از مراجعین جلسه یک، از دلایل انتخاب این برنامه می‌گفتند: پدر من بر اثر جمع شدن چربی به دور قلبش فوت کرد! به همین دلیل من تصمیم گرفتم هرچه‌ زو‌د‌تر از دست این چربی‌های اضافه خلاص شوم و به دنبال سریع‌ترین راه ممکن رفتم، یکی از آن‌ها دستگاه‌های لاغری بود که گفته می‌شد چربی‌ها را قطعه قطعه می‌کند و از راه ادرار دفع می‌کند.
به نظرم این موضوع عجیب آمد، به خاطر همین تحقیقات گسترده‌ای کردم و متوجه شدم که شاید درصد خیلی کمی از این چربی‌ها به این صورت از بین بروند اما بقیه آن‌ها در مناطقی مانند دیواره رگ‌ها، دور قلب، دور کبد و. . . نفوذ می‌کنند یعنی به جای اینکه از بین بروند در مناطق مختلف بدن پخش می‌شوند!
ترسیدم مانند پدرم به بیماری‌های قلبی دچار شوم، به همین خاطر تصمیم گرفتم به جای اینکه سطحی و سریع لاغر شوم، آنهم به قیمت از دست دادن سلامتیم، در مدت طولانی‌تری با برنامه‌ای صحیح وزنم را کم کنم و همهٔ چربی‌های اضافه‌ام را از بین ببرم.
همون چربی‌هایی که امکان داره یه روز باعث مرگ من هم بشوند!

چرا به یک غذا عنوان غذای روح می‌دهیم؟

مطبی را مطالعه می‌کردم راجع به آشپزهای سیاه‌پوست آفریقایی_آمریکایی.
بردگان آشپز برای تغذیه کارگران مخلوطی از گوشت‌ها به همراه میوه‌ها و سبزیجات فراوان را سرخ می‌کردند تا کارگران توانایی انجام کار‌هایشان را داشته باشند و مسلما به این انرژی هم نیاز داشتند!
آشپزهای آفریقایی_آمریکایی به‌جای نمک از ادویه‌جات و به‌جای شکر از میوه‌‌ها استفاده می‌کردند، ترکیبی رنگین از همه گروه‌های مواد غذایی!
این آشپز‌ها یادگرفته‌ بودند که خلاقیت را فراموش نکنند، ضرورت استفاده از نمک، شکر و روغن کمتر را درک کردند و سپس این سنت آشپزی هم به ایالات‌متحده آورده شد.
اما امروزه جمعیتشان کم‌تحرک‌تر شده و بسیاری از آفریقایی_آمریکایی‌ها از چاقی مفرط، دیابت و بیماری‌های دیگری نظیر فشارخون بالا و بیماری‌های قلبی رنج می‌برند. چون به‌‌‌ همان نسبت که نیازشان به انرژی کمتر شده میزان کالری دریافتی خود را کاهش ندادند!
ولی همچنان در محافل برده‌ها سنت تقسیم غذا بین یکدیگر و استفاده از مواد اولیه سالم باقی مانده است! به نوعی، غذا دادن به کسانی که حتی از خودشان هم فقیر‌تر هستند! و این یعنی حفظ انسانیت.
راز موفقیت و سلامتی این آشپز‌ها، تقسیم غذا بین خودشان و ارائه راه‌کاری مبتکرانه برای آماده سازی غذا بوده است.
غذا برای آن‌ها نماد ثروت است، این برده‌ها هیچ مالکیت مادی ندارند، اما غذا برای آن‌ها یک ثروتی است که به یغما نرفته است.
اگر بخواهید غذا را سمبل ثروت در نظر بگیرید چه کاری انجام می‌دهید؟
به نظر من ثروت مساوی است با موادغذایی طبیعی.
و من فکر می‌کنم تغییر و حرکت از یک غذای سالم به یک غذای سالم‌تر مطمئنا نشان‌دهنده تغییر در ذهنیت افراد است و این یعنی غذای روح!
چقدر خوب که ما هم دست از غذای روح برنداریم و از این ثروت لذت ببریم.

کارشناس تغذیه سیبیتا

معجزه پاک و گوارا!

تا قبل از اینکه به سیبیتا بیایم مقدار کمی آب می‌خوردم و هیچ‌وقت به لذت و اثر آن در بدنم فکر نمی‌کردم، اما از دو هفته قبل که سیبیتایی شده‌ام تصمیم گرفتم مقدار بیشتری آب بنوشم و در این مدت کوتاه تغییرات بسیاری کرده‌ام.
شدت افسردگیم تقریبا به صفر رسیده و بسیار شاد‌تر از قبل هستم، دوستان و اطرافیانم برقی را در چشمانم، روشنی و صافی خاصی را در پوستم تشخیص می‌دهند، به وضوح شاد‌تر از قبل هستم مهم‌تر اینکه وقت و بی‌وقت گرسنه نمی‌شوم!
من برای آب خوردنم برنامه خاصی را اجرا نمی‌کنم، فقط به این فکر می‌کنم که آب گواراست، آب سلامتی‌ست، آب زندگی‌ست.
وقتی که آب می‌نوشم به این فکر می‌کنم که کدامین نیروی قدرتمند از آمیختن دو گاز هیدروژن و اکسیژن، چنین مایع گوارا و پاکی را برای ما خلق کرده است؟ و آیا بی‌احترامی به این نیروی خارق‌العاده نیست معجزه‌ای را که برای ما فراهم کرده و بدن ما برای بهتر زیستن و ادامه حیات به آن نیاز دارد، ما از آن استفاده نکنیم؟
وقتی که آب می‌نوشم فقط به فکر اینکه آبی خورده باشم نیستم! به آن فکر می‌کنم، آن‌را نگاه می‌کنم و در حین نوشیدن طعم و بویش را حس می‌کنم.
اگرچه در تعریف آب خوانده‌ایم ماده‌ای است بی‌رنگ، بی‌بو و بی‌طعم! ولی برای من خوشبو‌ترین، خوش‌طعم‌ترین و معطر‌ترین مایع در دنیاست!
رنگ، بو و طعم زندگی می‌دهد آب. . .

چگونه برداشتن یک قدم کوچک همه چیز را تغییر داد

تقریبا دو ماه قبل بود که من با قدم کوچکی که برداشتم، یک تغییر بزرگ در زندگیم دادم. بعد از آن نگرش من به دنیا عوض شد، چهار و نیم کیلو وزن کم کردم و هیچوقت درطول زندگیم اینقدر خوشحال نبودم.
قدم کوچکی که برداشتم کنار گذاشتن تلویزیون از زندگیم بود. این کار را کردم چون شنیده بودم مارتین سلیگمن پدر روان‌شناسی مثبت تماشا کردن طولانی مدت تلویزیون را عامل دچار شدن به افسردگی می‌داند.
ممکن است خاموش کردن تلویزیون و پرداختن به کارهای دیگر خیلی عجیب به نظر نیاید اما آنچه بعد از آن اتفاق افتاد حقیقتا زندگی مرا زیرورو کرد. به جای ولو شدن هر شبه در جلوی تلویزیون، شروع کردم به بیشتر نوشتن، کمتر خوردن و بهتر خوابیدن و حتی به کمک دوستانم شروع به یادگیری زبان فرانسه کردم.
حالا دیگر به خوبی فهمیده‌ام روشی که با آن وقتم را صرف می‌کنم واقعا مهم است و تفاوت‌های اساسی در زندگیم ایجاد می‌کند.
احساس‌های منفی من هر چند کاملا ریشه‌کن نشدند اما به عقب رانده شدند. هر چند هنوز گاهی از دست بچه‌هایم عصبانی می‌شوم اما دست کم دیگر خودم را در معرض رگبار اخبار منفی که پی‌در‌پی از تلویزیون پخش می‌شود قرار نمی‌دهم.
هیچوقت تصورش را هم نمی‌کردم که یک تصمیم بتواند اینقدر اثرگذار باشد.
البته من هنوز گاهی روزنامه می‌خوانم و سراغ اینترنت می‌روم و سایت‌های مربوط به حرفه‌ام را هم دنبال می‌کنم اما کنار گذاشتن تلویزیون تماشا کردن‌های شبانه، روحیه مرا بهتر کرده و تاثیر مثبت بزرگی در احساس نشاط و سلامتیم داشته است.
وقتی به عادت‌هایمان فکر می‌کنیم ممکن است تصور کنیم بدون بعضی از آن‌ها نمی‌توانیم زندگی کنیم، ممکن است آنقدر به جایگاه محکم و قطعیشان در زندگیمان اعتقاد داشته باشیم که اصلا فکر تغییرشان را به ذهنمان راه ندهیم.
اما با شما شرط می‌بندم که چیز‌هایی در زندگیتان هست، که بدون آن‌ها هم می‌توانید به خوبی زندگی کنید و حتی وقتی از چنبره‌شان خلاص شوید خوشحال‌تر هم خواهید بود.
پیامدهای چنین تصمیمی می‌تواند کاملا شگفت‌زده‌تان کند. مثلا اینکه مدام افرادی پیدا خواهند شد و شخصیت جدید شما را تحسین خواهند کرد.
بله واقعا این کار ارزش انجام دادنش را دارد.
حالا کمی فکر کنید و به من بگویید می‌خواهید کدام قدم کوچک را در زندگیتان بردارید؟
متخصصان بهترین توصیه لاغری را معرفی کردند
اخیرا انجمن ورزش آمریکا لیستی از بهترین توصیه‌های لاغری را گردآوری و معرفی کرده است.
ردیف اول در این لیست عبارتست از: شناسایی موانع لاغری.
اما موانع لاغری کدامند؟
موانع لاغری در یکی از این سه گروه قرار می‌گیرند:
موانع جسمی: یک موضوع یا مشکل پزشکی که لازم است مورد توجه قرار گیرد.
موانع احساسی: تجربه‌های قبلی یا استرس‌های فعلی که ممکن است تلاش‌های شما برای کاهش وزن را تحت تاثیر قرار دهد.
موانع محیطی: اطرافیان شما شامل دوستان و خانواده و عوامل مرتبط با کار و خانه‌تان که می‌توانند بر توانایی شما در کاهش وزن اثرگذار باشند.
حالا چگونه این موانع را پشت سر بگذاریم؟
اولین قدم برای غلبه بر یک مانع این است که وجود آن‌را ببینیم و درک کنیم.
قدم دوم تشخیص ماهیت آن است، برای این منظور می‌توانید درباره تجربه‌های قبلی خود در زمینه کاهش وزن تامل کنید تا دریابید چه عاملی شما را از پایبندی به برنامه‌های قبلی‌تان باز داشته است.
قدم سوم هم طراحی برنامه‌ای برای غلبه بر این موانع است، البته اینجا ممکن است به کمک افراد متخصص مانند پزشکان، متخصصان تغذیه و ورزش و نیز روان‌شناسان آشنا به حیطه کاهش وزن نیاز داشته باشید.

امضا

چند روز پیش مطلبی رو با این عنوان در یک مجله آشپزی دیدم: «غذای بدون سس مثل یک نامه بدون امضاست. »
شما چقدر به این جمله اعتقاد دارید؟
من شخصا فکر می‌کنم درسته که غذا‌ها با سس طعم بهتری رو پیدا می‌کنند اما خوب، سس داریم تا سس! شما چه نوع سسی را ترجیح می‌‌دهید؟
پیشنهاد می‌کنم به جای سس‌های چرب و پرکالری، خودمون آستین‌هامونو بالا بزنیم و سس‌های مختلف رو با مواد غذایی سالم تهیه کنیم مثل سس سبزیجات به همراه ماست کم‌چرب یا سس‌های تهیه شده از پوره میوه‌جات.
وقتی با مراجعین صحبت می‌کنم می‌بینم چقدر ذوق دارن برای تجربه‌های جدیدی که از درست کردن این سس‌ها بدست می‌آرن، چند تا از این تجربه‌ها رو می‌خوام به شما بگم:
سس خرما، خردل و عسل، ماست و میوه، ماست و سبزی‌جاتی نظیر نعناع، ریحان، بادمجان، کدو، سبزیجات خشک معطر و سس میوه‌ای زرد آلو بر روی گوشت!
با این دستور‌ها غذای ما هم به قول نوشته بالا امضادار می‌شه اما فکر کنم یک امضای سالم و خوشمزه‌.

کارشناس تغذیه سیبیتا

اسکرول به بالا